استقلال فرهنگی

هدف سایت استقلال فرهنگی هم افزایی در مهندسی فرهنگی جامعه

استقلال فرهنگی

هدف سایت استقلال فرهنگی هم افزایی در مهندسی فرهنگی جامعه

استقلال فرهنگی
امام خامنه ای:

من هم از مسائل فرهنگی نگرانم
و در این نگرانی نمایندگان محترم خبرگان
سهیم هستم.

دولت محترم باید به این موضوع توجه کند
و مسئولان فرهنگی نیز
باید توجه داشته باشند
که چه می کنند،

زیرا در مسائل فرهنگی
نمیتوان بی ملاحظه‌گی کرد.

مسئله فرهنگ مهم است

زیرا اساس ایستادگی
و حرکت نظام اسلامی،
مبتنی بر حفظ فرهنگ اسلامی و انقلابی
و تقویت جریان فرهنگی مؤمن و انقلابی است.

واقعاً همه باید قدر جوانان مؤمن و انقلابی را بدانند
زیرا همین جوانان هستند
که در روز خطر، سینه سپر می کنند.

کسانیکه به این جوانان با بدبینی نگاه می کنند
و تلاش دارند آنها را منزوی کنند،
به انقلاب و کشور خدمت نمی کنند.

البته این جوانان مؤمن و انقلابی
هیچگاه منزوی نخواهند شد.

مطالبی که گفته شد باید بصورت گفتمان
و باور عمومی درآید

که لازمه آن هم

تبیین منطقی و عالمانه این مسائل،

به دور از زیاده روی های گوناگون

و با زبان خوش است.

۱۳۹۲/۱۲/۱۵
leader.ir


---------------------
zqz.ir/esteghlalefarhangi

وبسایت های متفاوت
کلمات کلیدی

قصه لیلی و مجنون شیرازی

قصه دنباله دار لیلی و مجنون شیرازی

در روزگار ما دغدغه فرستاده بزرگ خدا کدام است؟!

طبیب دوار بطبه

ساینا

استقلال در گرو خروج از غرب زدگی

شرق باید خود را بازیابد

من ستایشگر معلمی هستم که...

وبلاگ عمارفیلم شیراز اعلام کرد: پرونده آرگو باز است.

سردار شهید حاج محمود ستوده

پشت صحنه ی مستند عصر امام خمینی

سبک زندگی و تربیت غربی

متدولوژی تولید علم توسط سید شریف

قال المصنف و قال الاستاذ و انا اقول

مجلس: سالروز آغاز امامت حضرت ولیعصر (عج) تعطیل

راهبردهای راهپیمایی اربعین

دروازه های قدس با پایداری باز می شود

رسانه ی ملی در رقابت با رسانه های سنتی با تنگنای شدید مالی

پروژه کشف راز حافظ

عضویت در گروه تلگرامی راز حافظ

شباهت ماهواره و شمر در شکار مخاطب

مناظره ی بین یک آتئیست(خداناباور) و یک انسان پرسشگر

نقش های بازی در صحنه ی امر به معروف

امر و نهی لسانی

کلیپ صوتی: روز عرفه در کلام رهبر معظم انقلاب

عرفان ناب در نیایش عرفه

شرح دعای عرفه توسط علامه جعفری

شرح دعای عرفه توسط آیت الله جوادی آملی

دعا یعنی تکلّم با خداوند تکلّم با خدا را دوست دارم

گنج عاشورا

آخرین نظرات شما
راهبردهای راهپیمایی اربعین
arbaeen01

راهبرد اول:
دروازه های قدس با پایداری باز می شود

(کربلا، مکه، مدینه)

روز اربعین به وقت ایران در مسیرنجف به کربلا بودیم
از حیدریه گذشته بودیم و به دروازه ی ورودی کربلا رسیدیم.
سالها در آرزوی ورود به سرزمین کربلا بودیم.
از آن زمان که
دوستان شهیدم در محرم می خواندند که:
کرببلا ای حرم وتربت خونبار حسین
این همه لشکر آمده عاشق  دیدار حسین
از آن زمان که
همرزم شهیدم در خوزستان
می خواند که:
کربلا٬ کربلا! ما داریم می آییم
و نیز 
از آن زمان که
حاج صادق می گفت:
این قافله عزم کرببلا دارد
و از آن زمان که پس از هشت سال دفاع مقدس
دیگربار٬ فضای ایران با نوای
کربلا منتظر ماست بیا تا برویم
جاده با اسب مهیاست بیا تا برویم
عطر آگین شده بود.....

تا حالا  که خیل مشتاقان پیاده 
به دروازه های ورودی کربلای عشق رسیده اند
سالها می گذرد.

arbaeen01

صبح چهارشنبه یازدهم آذرماه ۱۳۹۴
آسمان چتری از ابر را 
سایه بان مسیر زوار کربلا نموده است.
گویی مأموریت استقبال از طرف میزبان دارد.
گویی ابرها به پیشواز 
زوار پیاده ی اربعین آمده داند.

arbaeen02

علم های بر افراشته ی زائران
در آسمان آبی نقاشی شده با ابرهای سایبان،
زیبایی ویژه ای برای عکاسان و تصویر برداران ساخته است.

دسته دسته پشت ورودی کربلا جمع می شدند تا
نوبت ورودشان برسد.
صدای لبیک یا حسین 
از حنجره ی یکی از نیروهای پلیس کربلا
جمعیت را به وجد می آورد
 و همگی همصدا؛
لبیک یا حسین
لبیک یاحسین
لبیک یا حسین


آری کربلا آزاد شده است.

دیگر صدامی نیست
 تا
برای بکار گیری یک شیعه 
در سیستم اداری عراق
تعهد کتبی برائت از امام حسین سلام الله علیه بگیرد.

امروز
کربلا آزاد است 
و برای ایرانیان، 
مسیر مشهد، قم و شیراز تا کربلا هموار شده است...

یمنی ها که این روز ها درگیر آل سعودند؛
اعلام کردند که
راه قدس،
از مدینه و مکه می گذرد.

از آنجا که برای ایرانیان،
 مسیر تا کربلا هموار شده است
بعید نیست که
برای یمنی ها نیز
از پس استقامت و پایداری آنها
مسیر تا مدینه و مکه به زودی هموار شود.
و برای خدا غیر ممکن وجود ندارد. 


استقلال فرهنگی
تا انتشار راهبردهای بعدی
از نقد راهبرد اول
استقبال می کند.
zqz.ir/esteghlalefarhangi

-


آن هشت سال جنگ بایستی تاریخ ما را تغذیه کند.


قصه ی جنگ تحمیلی

از آن هشت سال جنگ باید استفاده کرد...

می خواهم بگویم که این یک گنج است.

آیا ما خواهیم توانست این گنج را

استخراج کنیم، یا نه؟


این هنر ماست

که بتوانیم استخراج کنیم.


 امام سجاد توانست همان چند ساعت گنج عاشورا را استخراج کند. امام باقر و ائمه‌ی بعد از ایشان هم استخراج کردند و آن‌چنان این چشمه‌ی جوشان را جاری نمودند که هنوز هم جاری است و همیشه هم در زندگی مردم منشأ خیر بوده، همیشه بیدار کرده، همیشه درس داده و یاد داده که چه کار باید کرد؛ الان هم همین‌طور است. الان هم هر کدام از ما، هر جمله‌یی از عبارات امام حسین را که برایمان مانده، میخوانیم، به یاد میآوریم و احساس میکنیم که روح تازه‌یی میگیریم و حرف تازه‌یی میفهمیم.

۱۳۷۰/۰۴/۲۵

بیانات امام خامنه ای


 در دیدار مسئولان دفتر هنر و ادبیات مقاومت

 

 

-

بیانات در دیدار مسئولان دفتر هنر و ادبیات مقاومت

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
 
مطلبی که باید به برادران عرض کنم، بیش از همه چیز، همان مراتب تشکر خودم است. خیلی از حرفهایی که در ذهنم بود تا اگر یکوقت شما را دیدم، بگویم، در خلال گزارش آقای زم(۱) بود. معلوم میشود که خود شما بحمداللَّه به همه‌ی جوانب این قضایا توجه دارید. من همین اندازه از شما تشکر کنم که به این فکر افتادید و در این راه استقامت ورزیدید و آن سرمایه‌یی را که خدای متعال به شما داده، صمیمانه و بحق در این راه مصرف میکنید. هیچیک از این چیزهایی که ما داریم، متعلق به ما که نیست؛ متعلق به اوست و اراده‌ی ما هم باید در راه رضا و خواست او به کار رود. این سرمایه، چیز خیلی باارزشی است. من به عنوان برادر شما و یک مسلمان که نسبت به این مفاهیم احساس دلسوزی میکند و نسبت به این‌گونه مسایل خالی از دغدغه نیست، و همچنین به عنوان خواننده‌یی که از این نوشته‌ها میخواند و التذاذ معنوی می‌برد، از شما تشکر میکنم.         
 
همان‌طور که عرض کردم، تقریباً همه‌ی این کتابهایی که شما از «دفتر هنر و ادبیات مقاومت» منتشر کرده‌اید، خوانده‌ام و بعضی از آنها را بسیار فوق‌العاده یافته‌ام. همین «فرمانده‌ی من» که ذکر شد، از آن بخشهای بسیار برجسته‌ی این کار است. نفس این فکر، فکر مهمی است. آنچه هم که آن‌جا نوشته شده و عرضه گردیده - حالا یا شما نوشتید، یا خود آن افراد نوشتند و برای شما فرستادند و بعد ویراستاری شده - بسیار چیز برجسته‌یی است. من وقتی اینها را میخواندم، به این فکر میافتادم که اگر ما برای صدور مفاهیم انقلاب، همین جزوه‌ها و کتابها را منتشر بکنیم، کار کمی نکرده‌ایم؛ کار زیادی انجام گرفته است. البته ایشان(۲) مژده دادند که بحمداللَّه به فکر ترجمه‌ی اینها هم هستند. اینها بسیار باارزش است.    
 
جزوه‌یی هم به نام «مقتل» دیدم، که آن لحظه‌های حساس و تعیین‌کننده را شکافته بود؛ نقاطی که اصلاً مفاهیم اسلامی در آن‌جا خودش را نشان میدهد. در لشکرکشی - به عنوان کلان کار - چیزی از مفاهیم اسلامی دیده نمیشود. همه‌ی دنیا لشکرکشی میکنند، همه‌ی دنیا میجنگند، همه‌ی دنیا بالاخره یک روز میبرند و یک روز میبازند، همه گریز دارند، همه هم حمله و فداکاری دارند؛ اما آن‌جایی که بخصوص تفکر و روحیه و منش اسلامی خودش را مشخص میکند، جاهای خاصی است. آن‌جاها را جستن و روی آنها تکیه کردن و آنها را خوب بیان کردن، حقیقتاً کار برجسته و مهمی است. خوشبختانه کارهای شما از همین قبیل است.        
 
بله، من هم در این نگرانییی که اشاره کردند، با شما برادران شریکم و این دغدغه در ذهن من هست که فرهنگ جنگ و فرهنگ انقلاب و درحقیقت روحیه‌ی انقلاب - آن روحیه‌یی که در جنگ، میدانی برای رشد و بالندگی پیدا کرده بود - از بین برود. البته باید به خدای متعال توکل کرد و به آینده خوشبین بود؛ که من حقیقتاً به آینده خوشبینم و خیلی از افقها را خوب و روشن میبینم. به هر جهت، این دغدغه وجود دارد و راه زایل کردن آن هم این است که ما تلاش بکنیم؛ یعنی وقتی به قدر وسعمان تلاش کردیم، دیگر دغدغه‌یی نخواهیم داشت.  
اعتقادم این است که اگرچه جنگ به خودی خود موضوعیتی ندارد، اما عرصه‌ی بسیار مهمی برای بروز روحیه‌ی اسلامی و انقلابی و خصلتهای مسلمانىِ درست است؛ از این جهت بسیار ارزشمند است. از بودن آن‌چنان زمان و محیطی بایستی شکرگزار بود؛ از نبودنش باید آدم واقعاً متأسف باشد و غصه بخورد. اگرچه کسی از جنگ - از حیث جنگ - خوشش نمی‌آید، اما این روی دیگر سکه، چیز بسیار عظیمی برای ماست. ما حالا که دیگر جنگ نداریم و نمیخواهیم هم به دست خودمان یک جنگ درست کنیم که عرصه‌ی انقلاب بشود، لیکن آن هشت سال جنگ بایستی تاریخ ما را تغذیه کند. ما باید از آنچه که در این هشت سال جنگ اتفاق افتاده، آن روحیه‌ی مقاومت، آن روحیه‌ی فداکاری همراه با اخلاص - همانی که حقیقتاً در عرصه‌های جنگ ما وجود داشت - استفاده کنیم.           
 
آن‌جایی که نوشته‌های شما حاکی از اخلاص است، آن نقطه انسان را تکان میدهد. هر چیزی شما ارایه کنید که نشانگر اخلاص باشد، خیلی اهمیت دارد؛ والّا همه فداکاری میکنند؛ برای تعصب و خودنمایی هم فداکاری میکنند؛ خطر مرگ هم دارد. مثلاً خلبانی در یک مانور، جلوی چشم مردم چند معلق میزند و صدی پنجاه هم ممکن است سقوط کند؛ اما او این را برای خودنمایی قبول میکند. به خاطر خودنمایی، بیش از این را هم میکنند؛ مثلاً بعضی خودشان را آتش میزنند! اینها ارزشی ندارد. آن‌جایی که کار با اخلاص همراه است، یعنی انسان فقط برای خاطر خدا و برای انجام وظیفه‌ی الهی کاری را انجام میدهد، آن صفا و درخشندگی این را دارد. در نشان دادن این نقطه‌ها و جاری کردن این روحیه در طول و امتداد تاریخ ما، باید خیلی تلاش کرد؛ از آن هشت سال جنگ باید استفاده کرد. 
از اول تا آخر حادثه‌ی عاشورا، به یک معنا نصف روز بوده؛ به یک معنا دو شبانه روز بوده؛ به یک معنا هم هفت، هشت روز بوده؛ بیشتر از این‌که نبوده است. از روزی که امام حسین وارد سرزمین کربلا شد، تا روزی که از خاندان خود جداگردید، مگر چند روز بوده است؟ از روز دوم تا یازدهم محرّم، هشت، نه روز بوده؛ خود آن حادثه هم که نصف روز است. شما ببینید این نصف روز حادثه، چه‌قدر در تاریخ ما برکت کرده و تا امروز هم زنده و الهامبخش است. این حادثه فقط این نیست که آن را بخوانند و بگویند و مردم خوششان بیاید یا متأثر عاطفی بشوند؛ نخیر، منشأ برکات و حرکت است. این، در انقلاب و جنگ و گذشته‌ی تاریخ ما محسوس بوده است. در تاریخ تشیع، بلکه در تاریخ انقلابهای ضد ظلم در اسلام - ولو از طرف غیرشیعیان - حادثه‌ی کربلا به صورت درخشان و نمایان اثربخش بوده؛ شاید در غیر محیط اسلامی هم اثربخش بوده است. در تاریخ خود ما - یعنی در این هزاروسیصد، چهارصد سال - همان نصف روز حادثه اثر کرده است. پس، عجیب و بعید نیست. ما اگر نخواهیم هشت سال جنگ خودمان را با آن هشت، نه ساعت عاشورای امام حسین مقایسه کنیم، یا آن را خیلی درخشانتر بدانیم - که واقعاً هم همین است؛ یعنی من هیچ حادثه‌یی را در تاریخ نمیشناسم که با فداکاری آن نصف روز قابل مقایسه باشد؛ همه چیز کوچکتر از آن است - لیکن بالاخره طرحی از آن، یا نمی از آن یم است  .چرا ما فکر نکنیم که در داخل جامعه‌ی ما، برای سالهای متمادی میتواند منشأ اثر باشد؟    
 
همیشه این نکته در ذهنم بوده که حادثه‌ی دوم فروردین - حادثه‌ی مدرسه‌ی فیضیه - در مقابل حادثه‌ی پانزده خرداد، حادثه‌ی کوچکی بود؛ اصلاً قابل مقایسه با آن نبود. حادثه از یک ساعت یا دو ساعت به غروب شروع شد، تا یک ساعت بعد از شب ادامه داشت؛ یعنی سه، چهار ساعت به صورت شدید طلبه‌ها را در محیط مدرسه‌ی فیضیه کتک زدند و تهدید و اهانت کردند، و به صورت رقیقترش تقریباً در خیابانهای اصلی قم آنها را زیر فشار قرار دادند. تا آن‌جایی هم که ما اطلاع داشتیم، گمانم یکی، دو نفر در آن حادثه کشته شدند و البته عده‌ی زیادتری هم مجروح گردیدند. بنابراین، حادثه ابعاد خیلی زیادی نداشت. امام توانست آن حادثه را برای به حرکت درآوردن همه‌ی ملت ایران مورد استفاده قرار دهد. پانزده خرداد را که امام به وجود نیاورد - در این روز امام در زندان بود - پانزده خرداد یک حادثه‌ی خودجوش بود. پانزده خرداد، محصول حرکتی بود که امام در دوم فروردین به وجود آورد. من در همان سال، این نکته را به امام عرض کردم. نزدیک عید سال ۴۳ بود که من از زندان آزاد شده بودم و توانستم با تدبیری خدمت امام - که آن‌وقت در خانه‌یی در قیطریه بودند - بروم. من در همان چند لحظه‌یی که توانستم خدمت ایشان بروم و دستشان را ببوسم و با آن حال منقلبی که از دیدنشان داشتم، چند کلمه با ایشان حرف بزنم، همین مطلب را عرض کردم. گفتم نبودن شما در بیرون، موجب شد که پانزده خرداد با این عظمت، نتواند مورد استفاده قرار بگیرد. یعنی امثال ماها که در بیرون بودند، نتوانستند عشری از اعشار استفاده‌یی را که امام از دوم فروردین کرد، از پانزده خرداد بکنند؛ درحالیکه پانزده خرداد کانون عظیمی بود. بعد هم که امام بیرون آمدند و تبعید شدند، اشاره‌ها و حرفهای ایشان در هشیار کردن و زنده کردن روحیه‌ی مبارزه در مردم و به خط آوردن جوانان، پانزده خرداد را آن‌چنان منشأ برکت کرد که در آن مدت مثلاً یک سال یا هشت، نه ماهی که امام نبودند و این حادثه با آن جوش و خروش اتفاق افتاده بود، هیچ‌کس نتوانسته بود از آن حادثه چنین استفاده‌یی بکند.
 
میخواهم بگویم که این یک گنج است. آیا ما خواهیم توانست این گنج را استخراج کنیم، یا نه؟ این هنر ماست که بتوانیم استخراج کنیم. امام سجاد توانست همان چند ساعت گنج عاشورا را استخراج کند. امام باقر و ائمه‌ی بعد از ایشان هم استخراج کردند و آن‌چنان این چشمه‌ی جوشان را جاری نمودند که هنوز هم جاری است و همیشه هم در زندگی مردم منشأ خیر بوده، همیشه بیدار کرده، همیشه درس داده و یاد داده که چه کار باید کرد؛ الان هم همین‌طور است. الان هم هر کدام از ما، هر جمله‌یی از عبارات امام حسین را که برایمان مانده، میخوانیم، به یاد میآوریم و احساس میکنیم که روح تازه‌یی میگیریم و حرف تازه‌یی میفهمیم. 
 

البته در این‌جاها معنای حرف تازه فهمیدن، مثل فرمول کشف‌نشده‌یی نیست که آن را کشف میکنیم؛ نه، صد بار هم شنیده‌ایم. آدم در لحظه‌یی از لحظات حقیقتی را درک میکند، بعد غفلتی می‌آید و همانی که درک کرده است، از ذهنش میرود؛ طبیعت انسان این‌طوری است. لذا این فکر مستمری که ما احتیاج داریم بکنیم، این تذکر مستمری که ما احتیاج داریم بشنویم، برای این است که آن لحظه‌های فهم و معرفت و افروختگی ذهن و روح استمرار پیدا کند و انسان حالت بسط داشته باشد.
 
این قبض و بسطی که عرفا میگویند، یک واقعیت است. انسان گاهی قبض دارد، اصلاً گرفته و بسته است، همه‌ی حقایق هم جلوی اوست؛ اما از آن حقایق و معارف، ترشحی به او نمیشود. گاهی هم انسان باز و مبسوط است و همه‌ی شعاعها و انوار به او میتابد. در آن لحظه، انسان گاهی مثل خورشید نور میدهد. خود انسان هم نورانیت خویش را احساس میکند. انسان بایستی این لحظه‌ها را در کلمات و فرمایشهای امام حسین(ع) جستجو کند و برای خودش به وجود بیاورد. این کلمات، چنان لحظه‌هایی را در انسان ایجاد میکند.       
 
ما در این هشت سال فداکاری داشتیم؛ شوخی که نیست. همین برادران جانباز و آزاده‌یی را که ملاحظه میکنید، هر حادثه‌یی که برایشان اتفاق افتاده، و هر تجربه‌ی مخلصانه‌یی که اینها یا خودشان نشان دادند یا در دیگری دیدند، به نظر من کافی است تا انسانهایی را هدایت کند. این حادثه‌ها و تجربه‌ها، ماها را واقعاً هدایت میکند.  
 
من کتابهایی را که میخوانم، معمولاً پشتش یادداشت یا تقریظی مینویسم؛ یعنی اگر چیزی به ذهنم آمده، پشت آن یادداشت میکنم. این کتاب «فرمانده‌ی من» را که خواندم، بیاختیار پشتش بخشی از زیارتنامه را نوشتم: «السّلام علیکم یا اولیاءاللَّه و احبّائه» (۳). واقعاً دیدم که در مقابل این عظمتها انسان احساس حقارت میکند. من وقتی این شکوه را در این کتاب دیدم، در نفس خودم حقیقتاً احساس حقارت کردم.         
  
چه کسی میتواند این شکوه را به ما نشان بدهد؟ این شکوه وجود دارد، ولی یک نفر باید آن را به ما نشان بدهد. او، چه کسی است؟ او، شمایید. یعنی اگر شما قدر خودتان را بدانید، میتوانید حامل آن‌چنان نورانیتی باشید که انسانها را تکان میدهد. آن‌طور حقایق واقعاً ماها را منقلب میکند. آن حقیقت اتفاق افتاد و یک لحظه از بین رفت. البته در ملکوت باقی است؛ اما در عالم ناسوت و در مادّیت و حساب زمان و مکان ما، در یک لحظه حادثه‌یی اتفاق افتاد و تمام شد و رفت. چه چیزی میتواند این حادثه را ماندگار کند؟ چه چیزی میتواند آن را به گونه‌یی که حتّی چشم عادی در حضور نمیبیند، در غیاب آن حادثه، به دل و بصیرت انسان تفهیم بکند؟ آن، هنر است. هنر این نقش را دارد و میتواند این کار را انجام بدهد. 
 
من حوادثی را به چشم خودم دیده‌ام که شاید چشم مادّی نتوانسته آنها را درک کند؛ اما بعد که شما هنرمندان آنها را به نگارش درمیآورید، یا در قالب نمایش نشان میدهید و یا به زبان قصه بیان میکنید، من آن حوادث را که بازبینی میکنم، میبینم عجب حوادثی بوده است؛ تازه شروع به فهمیدن آن میکنم. لذا به نظر من، نقش هنرمند مسلمان، نقش فوق‌العاده برجسته‌یی است.
 
متأسفانه میدان هنر هنوز دست شماها نیست. یکی از معجزات انقلاب، پرورش هنرمندان و روایتگران تاریخ انقلاب است .بحمداللَّه تعدادی هم هستید، اما کسانی هم هستند که از لحاظ عِده و عُده بر شما ترجیح دارند، از شما جلویند و امکانات در اختیارشان است؛ بعضیشان از لحاظ هنری هم سرشارند، اما ثروتی در خدمت بیگانگان، و تیغی در دست دشمنانند. انسان معمولاً خودش را در مقابل هنرمند کوچک احساس میکند. من خودم وقتی هنرمندان را نگاه میکنم، میبینم که جایگاه رفیعی در مقابلم دارند؛ اما آن هنرمندانی که هنرشان در خدمت بیگانگان است، هرچند هنرشان هم بالاست و بعضیشان از لحاظ هنری بسیار برجسته‌اند، ولی من در هنری که آنها دارند، ارزشی حس نمیکنم.      
 
پول و ثروت و قوّت بازو و زبان گویا و بقیه‌ی ثروتهایی که در خدمت حق و انسانها و راستی و درستی نباشد، چه ارزشی دارد؟ ارزشی ندارد. الان علم در خدمت سلاحهای اتمی و در دست اسرائیل است. آیا این ارزشمند است؟ نخیر، هیچ ارزشی ندارد. ارزش این چیزها نسبی است. ارزش مطلق، متعلق به اینها نیست. البته چیزهای ارزشمند مطلق وجود دارد. اصلاً مبانی ادیان، مطلق کردن ارزشهای صحیح و راستین است؛ منتها علم و صنعت و تکنولوژی، از آن ارزشهای مطلق نیست؛ تا در کجا به کار برود، تا در دست چه کسی باشد، تا از آن چگونه استفاده بشود؛ هنر هم از این قبیل است.    
 
اگر شما عِده و عُده‌تان هم در مقابل خیل هنرمندان آن‌چنانی کمتر باشد، درعین‌حال ارزشتان به مراتب از آنها بالاتر و بیشتر است؛ اگرچه من فکر میکنم که عِده‌تان را هم نمیشناسم. در این زمینه، اگر لازم دانستید که بعد مطلبی را به من بگویید، بگویید. همین الان، از آن نامه‌ی مفصلی که آقایان نسبت به من اظهار محبت کرده بودند و یک ستون از هنرمندان اسمشان در پایین نامه درج شده بود، یادم آمد. اگرچه من خیلی از اسمها را نمیشناختم، اما خیلی بودند. ما یقیناً نیروهای خوب هم زیاد داریم؛ باید اینها را بشناسیم. آن اوایل انقلاب، بعضیها میگفتند که قحط الرجال است؛ ما میگفتیم که جهل‌الرجال است. واقعش این است که ما شخصیتها را نمیشناسیم. 
 
به‌هرحال، کارتان، کار مهمی است. من همین را خواستم عرض بکنم که بدانید؛ اگرچه شماها میدانید. باید هم در این خط و در این صراط، با همت و تلاش بیشتر، با کوچک دیدن مشکلات و بلند برداشتن قدمها، با دور دیدن اهداف، با استمداد از خدای متعال و داشتن اخلاص - که اساس قضیه، همین اخلاص است - ان‌شاءاللَّه راه را ادامه بدهید. ما هم - همان‌طور که عرض کردم - واقعاً به شماها دعا میکنیم که خدا توفیقتان بدهد و کمکتان کند. از این‌که الحمدللَّه این جریان طیب و طاهر در داخل جامعه‌ی ما هست، خوشحالیم و خدا خدا میکنیم که هرچه بیشتر شماها موفق و دلگرم بشوید و دستتان گرمتر به طرف کارهای اساسی و خوب برود و با کمک خدا ان‌شاءاللَّه موانع را بردارید. ان‌شاءاللَّه آقایان موفق و مؤید باشند. سلام من را به برادرانی که در شهرستانها هستند و در این جلسه حضور ندارند، برسانید.  
 
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌    
 
 
 
 
 
 
 
۱) مسؤول حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی        
 
۲) حجةالاسلام زم‌
 
۳) مفاتیح‌الجنان، زیارت وارث‌

منبع بیانات:

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2475

 

-

راهبرد قرآنی دفن شایعه افک


سلام دوستان و همراهان استقلال فرهنگی

برای انبوه شبهات تولید شده توسط جبهه مقابل انقلاب اسلامی یک روش قرآنی وجود دارد که به تعبیر استاد شهید مطهری به روش دفن شایعه معروف است.

روش دفن شایعه از انتشار مکرر آن بدست خود ما مسلمانان پیشگیری
می کتد.

استاد شهید مطهری در جلد چهارم کتاب آشنایی با قرآن در تفسیر آیه ۱۱ و ۱۲ سوره نور می فرماید:

تفسیر سوره نور (2)

اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم‏

انَّ الَّذینَ جاؤا بِالْافْک عُصْبَةٌ مِنْکمْ


لا تَحْسَبوهُ شَرّاً لَکمْ بَلْ هُوَ خَیرٌ لَکمْ

لِکلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکتَسَبَ مِنَ الْاثْمِ

وَ الَّذی تَوَلّی‏ کبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظیمٌ.

لَوْلا اذْ سَمِعْتُموهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنونَ وَ الْمُؤْمِناتُ

بِانْفُسِهِمْ خَیراً

وَ قالوا هذا افْک مُبینٌ‏ «1».


آیاتِ به اصطلاح «افک» است.
«افک» دروغ بزرگی است که بعضی از منافقین برای بردن آبروی رسول خدا این دروغ و تهمت را برای همسر رسول خدا جعل و اختراع کردند. داستانش را قبلًا به تفصیل نقل کردیم‏ «2».
پ----------
(1). نور/ 11 و 12.
(2). [نوار گفتار قبل در دست نیست ولی خلاصه داستان به نقل اهل سنت این است که عایشه همسرپیامبر هنگام بازگشت مسلمین از یک غزوه، در یکی از منزلها برای قضای حاجت داخل جنگلی شد. در آنجا طوق (روبند) او به زمین افتاد و مدتی دنبال آن می‏گشت و در نتیجه از قافله باز ماند و توسط صفوان- که از دنبال قافله برای جمع‏آوری از راه ماندگان حرکت می‏کرد- با تأخیر وارد مدینه شد. به دنبال این حادثه منافقین تهمتهایی را علیه همسر پیامبر شایع کردند.]
پ----------

اکنون آیات را می‏خوانیم و نکاتی که‏ از این آیات استفاده می‏شود- که نکات تربیتی و اجتماعی بسیار حساسی است و حتی لازم و مورد ابتلای خود ما در زمان خودمان است- بیان می‏کنیم. آیه می‏فرماید:


انَّ الَّذینَ جاؤا بِالْافْک عُصْبَةٌ مِنْکمْ‏
آنان که «افک» را ساختند
و خلق کردند، بدانید یک دسته متشکل و یک عده افراد بهم وابسته از خود شما هستند.

قرآن به این وسیله مؤمنین و مسلمین را بیدار می‏کند که توجه داشته باشید در داخل خود شما، از متظاهران به اسلام، افراد و دستجاتی هستند که دنبال مقصدها و هدفهای خطرناک می‏باشند و دسته‏بندی وجود دارد؛ یعنی قرآن می‏خواهد بگوید قصه ساختن این «افک» از طرف کسانی که آن را ساختند، روی غفلت و بی‏توجهی و ولنگاری نبود، روی منظور و هدف بود، هدف هم بی‏آبرو ساختن و از اعتبار انداختن پیغمبر بود که به هدفشان نرسیدند.

قرآن می‏گوید: بدانید آنها یک دسته بهم وابسته از میان خود شما بودند؛ و بعد می‏گوید: ولی این شری بود که نتیجه‏اش خیر بود و در واقع این شر نبود: لا تَحْسَبوهُ شَرّاً لَکمْ بَلْ هُوَ خَیرٌ لَکمْ‏گمان نکنید که این یک حادثه سوء و شکستی برای شما مسلمانان بود؛ خیر، این داستان با همه تلخی آن، به سود جامعه اسلامی بود.

چرا داستان «افک» خیر بود؟

حال چرا قرآن این داستان را خیر می‏داند نه شر و حال آن که داستان بسیار تلخی بود؛ داستانی برای مفتضح کردن پیغمبر اکرم ساخته بودند و
روزهای متوالی (حدود چهل روز) گذشت تا این که وحی نازل شد و تدریجاً اوضاع روشن گردید. خدا می‏داند [در این مدت‏] بر پیغمبر اکرم و نزدیکان آن حضرت چه گذشت!

این را به دو دلیل قرآن می‏گوید خیر است:

یک دلیل این که این گروهِ منافق شناخته شدند. در هر جامعه‏ای یکی از بزرگترین خطرها این است که صفوفْ مشخص نباشد، افراد مؤمن و افراد منافق همه در یک صف باشند. تا وقتی که اوضاع آرام است خطری ندارد؛ یک تکان که به اجتماع بخورد، اجتماع از ناحیه منافقینِ خودش بزرگترین صدمه‏ها را می‏بیند. لهذا مطلقِ حوادثی که برای جامعه رخ می‏دهد که در نتیجه آزمایش پیش می‏آید و باطنها آشکار می‏شود، مؤمنها در صف مؤمنین قرار می‏گیرند و منافقها پرده نفاقشان دریده می‏شود و در صفی که شایسته آن هستند قرار می‏گیرند، یک خیر بزرگ برای جامعه است.آن منافقینی که این داستان را جعل کرده بودند، آنچه برایشان- به تعبیر قرآن- ماند «اثم» بود (اثم یعنی داغ گناه). داغ گناه روی اینها ماند و تا زنده بودند، دیگر اعتبار پیدا نکردند [و همه می‏گفتند:] شما همان منافقهایی هستید که آن داستان را جعل کردید. این یک فایده.

فایده دوم: گفتیم که سازندگان داستان، این داستان را آگاهانه جعل کردند نه ناآگاهانه، ولی عامّه مسلمین ناآگاهانه ابزار این «عُصبه» قرار گرفتند. اکثریت مسلمین با این که مسلمان بودند، با ایمان و مخلص بودند و غرض و مرضی نداشتند، بلندگوی این «عصبه» قرار گرفتند ولی از روی عدم آگاهی و عدم توجه، که خود قرآن مطلب را خوب تشریح می‏کند.

این یک خطر بزرگ است برای یک اجتماع که افرادش ناآگاه باشند. دشمن اگر زیرک باشد خودِ اینها را ابزار علیه خودشان قرارمی‏دهد: یک داستان جعل می‏کند، بعد این داستان را به زبان خود اینها
می‏ اندازد تا خودشان قصه و حرف و سخنی را که دشمنشان علیه خودشان جعل کرده بازگو کنند.

این علتش ناآگاهی است و نباید مردمی اینقدر ناآگاه باشند که حرفی را که دشمن ساخته، ندانسته بازگو کنند؛ این یکی می‏گوید چنین حرفی را شنیده‏ام، دیگری می‏گوید من هم شنیده‏ام، و همین طور. اینها نمی‏دانند حرفی که دشمن جعل می‏کند وظیفه شما این است که همان جا زیرپایتان دفنش کنید.

اصلًا دشمن می‏خواهد
این حرف بین مردم پخش بشود.
شما باید دفنش کنید
و به یک نفر هم نگویید،
تا به این وسیله
با توطئه‏ «1»سکوتْ
نقشه دشمن را
نقش بر آب کنید «2».

پاورقی---------------
(1). [به معنی نقشه‏]
(2). مثلًا زمانی شایع بود و شاید هنوز هم در میان بعضیها شایع است و یک وقتی دیدم کسی می‏گفت: شنیده‏ام این فلسطینیها ناصبی هستند. «ناصبی» یعنی دشمن علی علیه السلام. ناصبی غیر از سنّی است. سنّی یعنی کسی که خلیفه بلافصل را ابوبکر می‏داند و علی علیه السلام را خلیفه چهارم می‏داند و معتقد نیست که پیغمبر شخصی را بعد از خود به عنوان خلیفه نصب کرده است؛ می‏گوید پیغمبر کسی را [به خلافت‏] نصب نکرد و مردم هم ابوبکر را انتخاب کردند. سنّی برای امیرالمؤمنین احترام قائل است، چون او را خلیفه و پیشوای چهارم می‏داند و علی را دوست دارد. ناصبی یعنی کسی که علی را دشمن می‏دارد. سنّی مسلمان است ولی ناصبی کافر و نجس است. ما با ناصبی نمی‏توانیم معامله مسلمان بکنیم.
پ-------

حال یک کسی می‏آید می‏گوید: شنیده‏ام این فلسطینیها ناصبی هستند. شنونده به یکی دیگر می‏گوید، او هم یک جای دیگر تکرار می‏کند، و همین طور هر کسی می‏گوید: شنیده‏ام این فلسطینیها ناصبی هستند. معلوم است، اگر فلسطینیها ناصبی باشند کافرند و در درجه یهودیها قرار می‏گیرند. هیچ فکر نمی‏کنند که این، حرفی است که یهودیها جعل کرده‏اند.

در هر جایی حرفی جعل می‏کنند برای این که احساس همدردی نسبت به فلسطینیها را از بین ببرند. می‏دانند مردم ایران شیعه‏اند و شیعه دوستدار علی است و معتقد است هر کس دشمن علی باشد کافر است؛ برای این که احساس همدردی را از بین ببرند، این دروغ را جعل می‏کنند. در صورتی که در یکی از سفرهایی که به مکه رفته بودیم و فلسطینیها را زیاد می‏دیدیم، یکی از آنها آمد به من گفت: فلان مسئله از مسائل حج حکمش چیست؟ بعد گفت: من شیعه هستم، این رفقایم سنّی‏اند. معلوم شد بین اینها شیعه هم وجود دارد. بعد خودشان می‏گفتند: بین ما شیعه و سنّی هست، شیعه هم زیاد داریم. همین لیلا خالد* معروف شیعه است. در چندین نطق و سخنرانی خودش در مصر گفته من شیعه‏ام. ولی دشمن یهودی یک عده مزدور خود را مأمور می‏کند و می‏گوید: شما پخش کنید که اینها ناصبی‏اند. قرآن بیان کرده که در این موارد- اگر چنین نسبتهایی نسبت به افرادی که جزو شما هستند و مثل شما شهادتین می‏گویند شنیدید- وظیفه‏تان چیست.

فایده دوم این داستان این بود که اشتباهی که مسلمین کردند [موجب بیداری آنها شد.] مسلمین حرفی را که یک عُصبه (یک جمعیت و یک دسته بهم وابسته) جعل کردند، ساده ‏لوحانه و ناآگاهانه از آنها شنیدند و بعد که به هم رسیدند، گفتند:
چنین حرفی را شنیده‏ایم؛ آن یکی گفت: نمی‏دانم، خدا عالم است، من هم شنیده‏ام؛ دیگری گفت: عجب! من که نمی‏دانم راست است یا دروغ، خدا عالم است اما شنیده‏ام؛ باز این برای او نقل کرد، او برای دیگری نقل کرد و ... نتیجه این شد که جامعه مسلمان، ساده ‏لوحانه و ناآگاهانه بلندگوی یک جمعیت هفت هشت نفری شد. 

این داستان «افک» که پیدا شد یک بیدار باش عجیبی بود. همه، چشمها را به هم مالیدند و گفتند نه تنها آنها را شناختیم، خودمان را هم شناختیم، ما چرا چنین اشتباه بزرگی را مرتکب شدیم، چرا ابزار دست و بلندگوی اینها شدیم؟!


منبع:
کتاب آشنایی با قرآن از آثار شهید مطهری  جلد چهارم تفسیر سوره نور
با استفاده از نرم افزار اندرویدی نور مطهر
قابلدانلود از لینک زیر:
برنامه اندروید نور مطهر - مدیر پارسی بلاگ - http://modir.ParsiBlog.com/Posts/228/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1+%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87+%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%8a%d8%af+%d9%86%d9%88%d8%b1+%d9%85%d8%b7%d9%87%d8%b1


همراهان استقلال فرهنگی ملاحظه فرمودید؛
با روشی که استاد شهید مرتضی مطهری با استفاده از آیات افک سوره نور ارائه نمودند؛ می توان از انتشار انبوهی شایعه و تهمت در جامعه اسلامی پیشگیری کرد.



راهبرد عصر ارتباطات یا عصر امام خمینی


 تولید مثلِ اشخاص بیدار


از نامه ی امام خمینی در تبعید


تا نامه ی اینترنتی امام خامنه ای


راهبرد عصر ارتباطات

یا عصر روی کرد دوباره ی بشر به دین


وبسایت استقلال فرهنگی
 
از شما دعوت می کند تا
پیام امام در تبعید را به عنوان یک رهنمود تشکیلاتی
 
برای یاری جانشین خمینی
به دقت مورد مطالعه و بهره برداری
در عصر ارتباطات قرار دهید


 خامنه ای خمینیه


زمان: ۲۸ آبان ۱۳۴۸ / ۸ رمضان ۱۳۸۹
مکان: نجف
موضوع: ضرورت آگاه ساختن جامعه
مخاطب: حکیمی، محمد

بسمه تعالی


رمضان المبارک ۱۳۸۹


جناب مستطاب ثقة الاسلام آقای حکیمی - دامت افاضاته
گرچه جناب آقای آزرم (۱) را ملاقات نکرده‌ام لکن تا اندازه‌ای از روحیات ایشان اطلاع دارم. قبلاً هم پس از انتقال به عراق قطعه شعری که حاکی از افکار ایشان تا اندازه‌ای بود ملاحظه نموده‌ام. اینک نیز «پیام» بلند پایه را دیده و از ایشان تقدیر می‌کنم.
اینجانب روزهای آخر عمر را می‌گذرانم، و مع الأسف نتوانستم خدمتی به اسلام عزیز و مسلمین بنمایم؛ ملتهایی که با جمعیت بسیار انبوه و اراضی بسیار وسیع و ذخایر بسیار گرانبها و سوابق بسیار درخشان و فرهنگ و قوانین آسمانی در تحت اسارت استعمار با گرسنگی و برهنگی و فقر و فلاکت و عقب ماندگی دست به گریبان و در انتظار مرگ نشسته‌اند، [و] دولتها که به دست استعمار تشکیل می‌شوند، جز در خدمت آنها نمی‌توانند باشند. اختلافات موجوده در بین سران دوَل اسلامی - که میراث ملوک الطوایفی و عصر توحش است و با دست اجانب برای عقب نگاه داشتن ملتها ایجاد شده است - مجال تفکر در مصالح را از آنها سلب نموده است. روح یأس و ناامیدی که به دست استعمار در ملتها حتی در رهبران اسلامی دمیده شده است آنها را از فکر در چاره جویی باز داشته است. امید است طبقه جوان که به سردیها و سستیهای ایام پیری نرسیده‌اند با هر وسیله‌ای که بتوانند ملتها را بیدار کنند؛ با شعر، نثر، خطابه، کتاب و آنچه موجب آگاهی جامعه است؛ حتی در اجتماعات خصوصی از این وظیفه غفلت نکنند، باشد که مردی یا مردانی بلند همت و غیرتمند پیدا شوند و به این اوضاع نکبت بار خاتمه دهند. باید جوانهای تحصیلکرده از این هیاهوی اجانب خود را نبازند، و سرگرم بساط عیش و نوشی که به دستور استعمار برای آنها و عقب نگه داشتن آنها فراهم شده است نگردند.

باید اشخاص بیدار، تولید مثل کنند و هرچه بیشتر همفکر و هم قدم پیدا کنند و صفوف خود را فشرده کنند، و در ناملایماتْ پایدار و جدی و قوی الاراده باشند، و از تواصی به حق و تواصی به صبر، که دستوری است الهی، غفلت نکنند.

 از خداوند تعالی عظمت اسلام و مسلمین را خواهانم. سلام اینجانب را به آقای آزرم و هرکس که در فکر چاره است ابلاغ نمایید.

والسلام علیکم.
روح الله الموسوی الخمینی

--------------

نعمت میرزازاده متخلص به آزرم، شاعر معاصر خراسانی.
صحیفه نورجلد ۲ – صفحه  ۲۵۳- ۲۵۴

منبع:
http://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=2&tid=208&sc=253&q=%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85%DB%8C




کادر سازی


راهبرد رضویون


در فن مناظره

 

یکی از امور مورد اهتمام حضرت(امام رضا سلام الله علیه) در مناظره ها، کادر سازی بود.

خوب است آنها که در فن مناظره تخصص دارند، این فن را به دیگران تعلیم دهند تا در نبود آنان، دیگران ادامه دهنده راهشان باشند.

حضرت رضا علیه السلام پس از آنکه عمران صابی مسلمان شد، روی او سرمایه گذاری و او را برای مناظره با مخالفان آماده کرد.

حضرت ثامن الحجج علیه السلام غلامش را به دنبال عمران صابی فرستاد و او را احضار کرد. حضرت به وی مرحبا گفت و لباس و خلعتی بر او پوشاند و ده هزار دینار نیز به وی صله داد.

راوی می گوید: "بعد ازاین قضیه، کار عمران این بود که متکلمان، نزد او جمع می شدند. پس او دلایل آنان را ابطال می کرد."

بدین طریق، شاگردان، فن مناظره را می آموختند و کادر سازی صورت می گرفت.

 

برگرفته از

http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/2689/6605/77095/

 

 

 

 

گروه تلگرامی

مناظره به سبک امام رضا

وبسایت استقلال فرهنگی

aliheidary.ir

 

شما نیز با ثبت

شماره استقلال فرهنگی

در گوشی خود

و با ارسال

عبارت

مناظره

می توانید عضو

گروه مناظره به سبک امام رضا سلام الله علیه

بشوید

 

 

به قدر ارادتتون

به امام رضا سلام الله علیه

ارسال کنید

پبام فوق یک فعالیت در گروه های اجتماعی تلگرامی است.

شما اگر می خواهید همراه شوید

در بخش نظر همین صفحه

می توانید

رسما ثبت نام کنید.

در غیر اینصورت می توانید با مراجعه به همین صفحه سایت استقلال فرهنگی از چکیده ی گفتگوها بهره مند شوید.

اندیشه کهکشانی ()

آشنایی با سید مرتضی آوینی


والپیپر و پوسترهای شهید آوینی-aviny - avini wallpaper - aviny back ground - aviny poster

در مصاحبه ای با همسر شهید

خانم امینی در ابتدای گفت و گو از خودتان بگویید .

مریم امینی هستم . متولد سال 1336 . تحصیلاتم لیسانس ریاضی و علوم کامپیوتر است .

اهل تهران هستید ؟

بله !

کجای تهران ؟

امیر آباد . بیشتر در آن محله زندگی کرده‌ام .

از آشنایی‌تان با آقا مرتضی برای ما بگویید .

قبل از ازدواج ، آشنایی چند ساله با هم داشتیم . من ایشان را می‌شناختم . از سن پانزده سالگی تا نوزده ، بیست سالگی که این آشنایی به ازدواج رسید .

خانواده‌ها چطور ؟ با این ازدواج موافق بودند ؟

خانواده من مخالف بود ، ولی برای من مشخص بود که این زندگی مشترک باید شروع شود . صورت دیگری برای ادامه زندگی نمی‌توانستم تصور کنم .

چرا ؟

به خاطر این که از همان ابتداء مرتضی برای من آن حالت مراد بودن را داشت . رد و بدل کردن    کتابهای خوب ، شرکت در سخنرانی‌ها و کنسرت‌های موسیقی دانشکده هنرهای زیبا که ایشان آنجا درس می‌خواندند ؛ در واقع ایشان راهنمای کاملی برای من بود .

این موقعیت ، یعنی مراد بودن ، تا کدام مرحله از زندگی ادامه داشت ؟

برای همیشه حفظ شد . این رابطه شیرازه اصلی زندگی ما بود . البته گاهی چهره این موقعیت به خاطر تحولات فکری تغییر می‌کرد . گرایش‌های ایشان بعد از انقلاب کاملاً تغییر کرد . به تبع ایشان ،‌این تغییر در من هم اتفاق افتاد . ولی نسبت برقرار بین من و ایشان همواره ادامه پیدا کرد تا شهادت‌شان . تازه بعد از آن بود که فرصتی پیدا کردم برگردم و به نسبت جدید نگاه کنم و ببینم در باره امروز چه می‌شود گفت .

نگاه کردید ؟

بله ! بعد از شهادت ایشان نسبت جدیدی بین ما برقرار شد . مرتضی خودش در یکی از مقاله‌هایی که بعد از رحلت حضرت امام نوشت ، جمله‌ای دارد نزدیک به این مضمون : « ایشان از دنیا رفتند و حالا بار تکلیف بر شانه ما افتاده است . » دقیقاً من چنین سنگینی را احساس می‌کنم . پیش از این دستم را گرفته بود و مرا به بهشت می‌برد . نه به زور ، میل باطنی هم بود . من سنگینی بار را خیلی احساس نمی‌کردم . همه چیز راحت‌تر اتفاق می‌افتاد ولی بعد از شهادت مرتضی من باید دوباره شروع می‌کردم . مثل یک تولد دوباره . خیلی خدا را شکر می‌کنم . چه موهبتی بالاتر از این برای یک انسان که هم فرصت زندگی عینی با انسانی را داشته باشد که قبله همة خواسته‌هایش است و هرچه از زندگی می‌‌خواهد در او می‌بیند ، و هم فرصت تأمل و تفکر در وجود این انسان و زندگی را پیدا کند.

         والپیپر و پوسترهای شهید آوینی-aviny - avini wallpaper - aviny back ground - aviny poster

مرتضی می‌گوید : « شهدا از دست نمی‌روند ، بلکه به دست می‌آیند . » برای همه این فرصت نیست که این به دست آمدن را تجربه و حس کنند . حالا من نمی‌دانم چقدر در این مسیر هستم و آن را با این بار سنگین طی می‌کنم . یعنی بار دیگر من مرتضی را به دست آورده‌ام و خیلی شاکر هستم.

از تجربه نسبتاً طولانی زندگی خودتان با ایشان بگویید .

این زندگی قشنگ از سنین نوجوانی شروع شد . هر روز که می‌گذشت موقعیت و جایگاه ایشان نزد من بیشتر از هر کس دیگری می‌شد . مرتضی مظهر همه کسانی بود که در زندگی جست و جو می‌کردم . جای همه اعضای خانواده را برای من پر می‌کرد و همه چیز زندگی‌ام بود.

تفاوت سنی شما با آقا مرتضی چقدر بود ؟

ده سال .

خانم امینی می‌توانیم بگوییم زندگی مشترک شما سه مرحله داشت . قبل از انقلاب ، بعد از انقلاب و بعد از شهادت .

اگر اجازه بدهید از ازدواجتان شروع کنیم . مثلاً این که ...



اندیشه کهکشانی



شهید سید مرتضی آوینی با نگاهی جدید به عالم و آدم، راهی نو برای زندگی کشف کرد که برای معرفی آن تا پای جان مایه گذاشت.



راهی که شهید آوینی یافت، آدم را از زمین خاکی به آسمان ملکوتی رهنمون می شود.

شهید آوینی برای این نگاه، تدبر در قرآن و احادیث معصومین صلوات الله علیهم را تراز و معیار سنجش پدیده های انفسی و آفاقی قرار می داد تا به باطن عالم، شهود پیدا کند و این نگاه در نوع خود در میان روشنفکران و اهل قلم منحصر به فرد است.

انقلاب اسلامی و بویژه دوران دفاع مقدس بهترین فرصت برای شکوفایی ظرفیت این انسان تسلیم آیین آسمانی اسلام شد و اوج این شکوفایی در عروج ملکوتی و شهادتش در 20 فروردین 1372 در فکه بود که بارها  در وصف شهادت با قلمش سروده بود و زیبا ترین نثر عصر امام خمینی را نثار واژه ی شهادت کره بود.


استقلال فرهنگی تا فرصتی دیگر برای  اشاره ای به این دیدگاه های بلند و اندیشه ی کهکشانی از شما دعوت می کند تا زندگینامه ایشان را مطالعه بفرمایید:




زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:

 "حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه‌ی تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگرچه با سینما آشنایی داشته‌ام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشته‌های خویش را -  اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و... -  در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آن چه که انسان می‌نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همه‌ی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار او جلوه‌گر می‌شود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است."

شهید آوینی فیلم‌سازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه درباره‌ی غائله‌ی گنبد (مجموعه‌ی شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعه‌ی مستند خان گزیده‌ها) آغاز کرد

"با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم بعدها ضرورت‌های موجود رفته‌رفته ما را به فیلم‌سازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همه‌ی وقایعی که برای انقلاب اسلام و نظام پیش می‌آید عکس‌العمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعه‌ی حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم... وقتی فیروز‌آباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنه‌های جنگ را ما در آن‌جا، در جنگ با خوانین گرفتیم.

گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت دو تن از اعضای گروه در همان روزهای او جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانه‌اش خورده بود، از حلقه‌ی محاصره گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصره‌ی خرمشهر برای تهیه‌ی فیلم وارد این شهر شد:

"وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونین‌شهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمی‌شد که این حالت زیاد پر دوام باشد، و زیاد هم دوام نیاورد ما به تهران بازگشتیم و شبانه‌روز پای میز موویلا کار کردیم تا اولین فیلم مستند جنگی درباره‌ی خرمشهر از تلویزیون پخش شد؛ فتح خون."

مجموعه‌ی یازده قسمتی "حقیقت" کار بعدی گروه محسوب می‌شد که یکی از هدف‌های آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود.

"یک هفته‌ای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جست‌و‌جوی "حقیقت" ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در محاصره بود تولید مجموعه‌ی حقیقت این گونه آغاز شد."

کار گروه جهاد در جبهه‌ها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوسته‌ای پیدا کرد آغاز تهیه‌ی مجموعه‌ی زیبا و ماندگار روایت فتح که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد به همان ایام باز می‌گردد. شهید آوینی درباره‌ی انگیزه‌ی گروه جهاد در ساختن این مجموعه که نزدیک به هفتاد برنامه است چنین می‌گوید:

"انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند آن‌ها را به جبهه‌های دفاع مقدس می‌کشاند وظایف و تعهدات اداری.

اولین شهیدی که دادیم علی طالبی بود که در عملیات طریق القدس به شهادت رسید و آخرین‌شان مهدی فلاحت‌پور است که همین امسال "1371" در لبنان شهید شد... و خوب، دیگر چیزی برای گفتن نمانده است، جز آن که ما خسته نشده‌ایم و اگر باز جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. می‌دانید! زنده‌ترین روزهای زندگی یک "مرد" آن روزهایی است که در مبارزه می‌گذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان می‌دهد.”

اواخر سال 1370 "موسسه‌ی فرهنگی روایت فتح" به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلم‌سازی مستند و سینمایی درباره‌ی دفاع مقدس بپردازد و تهیه‌ی مجموعه‌ی روایت فتح را که بعد از پذیرش قطع‌نامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلم‌برداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کم‌تر از یک سال کار تهیه‌ی شش برنامه از مجموعه‌ی ده قسمتی "شهری در آسمان" را به پایان رساندند ومقدمات تهیه‌ی مجموعه‌های دیگری را درباره‌ی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. شهری در آسمان که به واقعه‌ی محاصره، سقوط و باز پس‌گیری خرمشهر می‌پرداخت در ماه‌های آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامه‌ی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در روز جمعه بیسم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند.

شهید آوینی فعالیت‌های مطبوعاتی خود را در اواخر سال 1362، هم زمان با مشارکت در جبهه‌ها و تهیه‌ی فیلم‌های مستند درباره‌ی جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامه‌ی "اعتصام" ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد این مقالات طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، حکمی، اعتقادی و عبادی را در بر می‌گرفت او طی یک مجموعه مقاله درباره‌ی "مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام" آرا و اندیشه‌های رایج در مود دموکراسی، رای اکثریت، آزادی عقیده و برابری و مساوات را در نسبت با تفکر سیاسی ماخوذ از وحی و نهج‌البلاغه و آرای سیاسی حضرت امام(ره) مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داد. مقالاتی نیز در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه در ربط و نسبت با حکومت الهی حضرت رسول(ص) در مدینه و خلافت امیرمؤمنان(ع) نوشت و اتصال انقلاب اسلامی را با نهضت انبیا علیهم‌السلم و جایگاه آن با جنگ‌های صدر اسلام و قیام عاشوا و وجوه تمایز آن از جنگ‌هایی که به خصوص در قرون اخیر واقع شده‌اند و نیز برکات ظاهری و غیبی جنگ و ویژگی رزم‌آوران و بسیجیان، در زمره‌ی مطالبی بود که در "اعتصام" منتشر شد. در مضامین اعتقادی و عبادی نیز تحقیق و تفکر می‌کرد و حاصل کار خویش را به صورت مقالاتی چون "اشک، چشمه‌ی تکامل". "تحقیقی در معنی صلوات" و "حج، تمثیل سلوک جمعی بشر" به چاپ می‌سپرد. در کنار نگارش این قبیل مقالات، مجموعه مقالاتی نیز با عنوان کلی "تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب" برای ماهنامه‌ی "جهاد"، ارگان جهاد سازندگی، نوشت "بهشت زمینی"، "میمون برهنه!"، "تمدن اسراف و تبذیر"، "دیکتاتوری اقتصاد"، "از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی"، "نظام آموزش و آرمان توسعه یافتگی"، "ترقی یا تکامل؟" و... از جمله مقالات آن مجموعه است. این مقالات بعد از شهادت او با عنوان "توسه و مبانی تمدن غرب" به چاپ رسید این دوره از کار نویسندگی شهید تا سال 1365 ادامه یافت. مقارن با همین سال‌ها شهید آوینی علاوه برکارگردانی و مونتاژ مجموعه‌ی "روایت فتح" نگارش متن آن را بر عهده داشت که بعدها قالب کتابی گرفت با عنوان "گنجینه‌ی آسمانی". او در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب "فتح خون" (روایت محرم" را آغاز کرد و نه فصل از فصول ده‌گانه‌ی آن را نوشت. اما در حالی که کار تحقیق در مورد وقایع روز عاشورا و شهادت بنی‌هاشم را انجام داده و نگارش فصل آخر را آغاز کرده بود به دلایلی کار را ناتمام گذاشت.

او در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه هم‌خوانی نداشت، از ادامه‌ی تدریس صرف‌نظر کرد. مجموعه‌ی مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیش‌تر در مقاله‌ای بلند  به نام "تاملاتی در ماهیت سینما" که در فصلنامه‌ی "فارابی" به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین "جذابی در سینما"، "آینه‌ی جادو"، "قاب تصویر و زبان سینما"و... که از فروردین سال 1368 در ماهنامه‌ی هنری "سوره" منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعه‌ی این مقالات در کتاب "آینه‌ی جادو" که جلد اول از مجموعه‌ی مقالات و نقدهای سینمایی اوست. جمع‌آوری و به چاپ سپرده شد.

سال‌های 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل می‌شود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینه‌ی کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد. ولی این مسئله موجب بی‌اعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره  ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و... تالیف کرد که در ماهنامه‌ی "سوره" به چاپ رسید. طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی. اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غرب‌زدگی و روشن‌فکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود.

مجموعه‌ی آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجاب‌آور است. در حالی که سرچشمه‌ی اصلی تفکر او به قرآن، نهج‌البلاغه، کلمات معصومین علیهم‌السلام و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز می‌گشت. با تفکر فلسفی غرب و آرا، و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آن‌ها را نقد و بررسی می‌کرد. او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی می‌دانست چرا که این شناخت زمینه‌ی خروج از عالم غربی و غرب زده‌ی کنونی را فراهم می‌کند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد می‌رساند. او بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است که آن را "عصر توبه‌ی بشریت" می‌نامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و ظهور "دولت پایدار حق" منتهی خواهد شد.


منبع زندگینامه:

http://www.aviny.com/aviny/biography.aspx



اکنون که زندگینامه ی شهید را مطالعه کردید خوب است ادامه مطلب را ببینید تا با نکات جدیدی از سید شهیدان اهل قلم آشنا شوید....استقلال فرهنگی انشاء الله بنا دارد در ادامه ی مطلب نکات ظریفی از زندگی خانوادگی، حالات روحی، تراوشات فکری و مبانی اعتقادی سید شهیدان اهل قلم را به اهل قلم و هنر انقلاب اسلامی تقدیم کند تا از اندیشه ی کهکشانی شهید آوینی  پرده برداری کند. بنابر این ادامه مطلب را دنبال کنید

جشنواره عمار
یک خط شکنی
در عرصه سینما است.

به گزارش عمار فیلم، حسن رحیم‌پور ازغدی در سخنانی در دومین جشنواره عمار با بیان اینکه از هنرمندان اتو کشیده انتظاری نیست، گفته بود: جشنواره عمار یک خط شکنی در عرصه سینما است.


استاد رحیم پور ازغدی از جمله سخنرانان دومین جشنواره مردمی فیلم عمار بود که به همت دفتر مطالعات جبهه انقلاب فرهنگی انقلاب اسلامی برگزار شد. ازغدی در این مراسم با بیان اینکه از هنرمندان اتو کشیده انتظاری نیست، گفته بود: جشنواره عمار یک خط شکنی در عرصه سینما است.

ازغدی همچنین اضافه کرده بود: در سینما نیز منتظر سینماگران رسمی و هنرمندان اتوکشیده نباید ماند و عتاب و خطاب‌هایی که به آنان می‌شود که چرا شما عمارگونه فیلم‌سازی نمی‌کنید توقع اضافی است و مطالبه از چنین افرادی مطالبه مالایطاق است و ظرفیت آنها همین است. اما جشنواره عمار نوعی خط شکنی در عرصه سینما است.
 

لینک این فیلم به مناسبت سومین جشنواره مردمی فیلم عمار در خبرگزاری دانشجو منتشر شده است. برای دیدن فیلم بر روی تصویر زیر کلیک کنید.





منبع خبر:hammarfilm.ir/NewsView.aspx?newsid=110
با موافقت نمایندگان؛

سالروز آغاز امامت حضرت ولیعصر (عج) تعطیل رسمی شد

سرویس صحن
نمایندگان مردم در خانه ملت موافقت کردند تا آغاز امامت حضرت ولیعصر (عج) به عنوان تعطیل رسمی انتخاب شود.
دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۴۷
سالروز آغاز امامت حضرت ولیعصر (عج) تعطیل رسمی شد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری خانه ملت،‌ نمایندگان در نشست علنی امروز (دوشنبه، 13 اردیبهشت) مجلس شورای اسلامی در جریان بررسی مواد الحاقی لایحه تنظیم برخی از احکام برنامه‌های توسعه کشور با ماده الحاقی 38 آن موافقت کردند.

براین اساس در ماده الحاقی 38 آمده است؛ هشتم ربیع‌الاول سالروز شهادت حضرت امام حسن عسگری(ع) و آغاز امامت حضرت ولی‌عصر(عج) به‌عنوان تعطیل رسمی تعیین می‌گردد.

گفتنی است غلامرضا کاتب، کمال‌الدین پیرموذن و احمد توکلی هر یک در اخطارهای جداگانه‌ای عنوان کردند که این تعطیلی به اقتصاد کشور ضربه می زند و بار مالی را برای دولت به همراه دارد.

به گفته کاتب قرار بود در کمیسیون مشترک اینگونه تصویب شود که تعطیلی این روز جایگزین یکی از تعطیلی‌های رسمی شود.

از سوی دیگر احمد توکلی در اخطار خود به این نکته اشاره کرد که اینگونه تعطیلات رسمی در کشورهای دیگر مدیریت شده است که ابوترابی فرد نایب رئیس مجلس گفت در برخی از این کشورها دو روز در هفته تعطیلی رسمی دارند که این موضوع در کشور ما مرسوم نیست./

پایان پیام

http://www.icana.ir/Fa/News/298079

امام خمینی 2

پخش مستند عصر امام خمینی سلام الله علیه

از شبکه تلویزیونی فارس

قسمت هشتم

با موضوع عصر استمرار بت شکنی در فتح لانه جاسوسی

دوشنبه 11 آبان 94 ساعت 22:05

قسمت نهم

با موضوع عصر افشای طاغوت ها

سه شنبه 12 آبان 94 ساعت 22:20

قسمت دهم

با موضوع عصر قدرت نمایی خدا

چهارشنبه 13 آبان 94 ساعت 22:05

 





🎥فوری📺پخش مستند عصر امام خمینی سلام الله علیه
از شبکه تلویزیونی فارس
http://fars.irib.ir/
✅✅✅

8⃣قسمت هشتم
با موضوع عصر استمرار بت شکنی در فتح لانه جاسوسی
دوشنبه 11 آبان 94 ساعت 22:05

9⃣قسمت نهم
با موضوع عصر افشای طاغوت ها
سه شنبه 12 آبان 94 ساعت 22:20

🔟قسمت دهم
با موضوع عصر قدرت نمایی خدا
چهارشنبه 13 آبان 94 ساعت 22:05

✅فرکانس ماهواره ای سیمای مرکز فارس
12283
نوع ماهواره
Badr 5
S.R 27500
FEC 3/4
POL V
✅✅لینک پخش زنده شبکه فارس
mms://media.shahreraz.ir/tvfars


پخش زنده سیمای مراکز استانی و فارس
http://fars.irib.ir/-/%D9%BE%D8%AE%D8%B4-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C


لطقا جهت افزایش بصیرت سیاسی
در گروه های اجتماعی واتساپ منتشربفرمایید.

12283

نوع ماهواره

Badr 5

S.R  27500

FEC  3/4

POL   V

لینک پخش زنده سیمای فارس

mms://media.shahreraz.ir/tvfars

نقد استقلال فرهنگی 

 به محتوای تیتر یک خبر



[Forwarded from جار  jaaar]

روحانی در جلسه شورای عالی فضای مجازی:
دسترسی به شبکه‌های اجتماعی باید تسهیل شود

http://goo.gl/0QnwM

این خبر به همراه لینک در گروهی تلگرامی در فضای مجازی درسافت شد

و نقد زسر را در پی داشت.


نقد استقلال فرهنگی  به محتوای تیتر خبر فوق:

در حالیکه رسانه ملی با فقر مالی دست و پنجه نرم می کند؛
فرمایشات رئیس شورای عالی
که تسهیل در دسترسی به شبکه های اجتماعی و استفاده از امکانات فضای مجازی را مورد تٱکید قرار داده اند؛ جای تٱمل دارد.

رسانه ی ملی در رقابت با رسانه های سنتی با تنگنای شدید مالی می گذراند؛
و رقیب جدی دیگری تحت عنوان شبکه های افسار گسیخته در فضای مجازی نیز برای ربودن مخاطبان قد علم کرده است؛
بدون آنکه
برنامه ای برای تقویت رسانه ملی
مطرح باشد.

استقلال فرهنگی ایران اسلامی
در معرض خطرات جدی
در نبرد فرهنگی نا عادلانه قرار دارد.

بدین منظور تعارفات تشریفاتی را باید کنار گذاشت و
آسیب های جدی انبوه شبکه های افسار گسیخته که با وجود تحریمات همه جانبه ی بین المللی در انواع گوشی ها و تبلت ها و رایانه ها به ظاهر در خدمت مردم شریف ایران اسلامی هستند؛
باید گفته شود.

هنوز بسیاری از مسئولین کشور سواد ارتباط با این پدیده که دجالوار از کودکان تا بزرگسالان را طعمه ی خود کرده است؛ ندارند؛
اما
تسهیل دسترسی مطرح می شود!!

طوفان فضای مجازی سونامی ویرانگر اعتقادات وحیانی در بین دینداران و خدا باوران شده است.

یارگیری آتئیست های خداناباور در انواع گروه های اجتماعی شروع شده است و با انواع شبهات به صورت تشکیلاتی مردم را بمباران شیمیایی می کنند و هیچ ندایی جز از رهبر فرزانه ی انقلاب اسلامی برنمی خیزد.

راهبرد دشمنان انقلاب اسلامی
در "تغییر باور های مردم "که
از سوی امام خامنه ای سلمه الله
در دیدار با مدیران رسانه ی ملی گوشزد شد؛ کاملا جدی و صریح و بدون تعارف بود.

حرکت سایبری نیروهای
مسلح به علوم انسانی اسلامی
و ابزار روزامد فضای مجازی
بدون طرح و برنامه
و بدون رصد میدان جنگ سایبری
و بدون عملیات آفندی
لبیک به هشدار امام المسلمین نیست.


اینکه به گروه های اجتماعی
در فضای مجازی به شکل جامعه ی مخاطب رسانه ی سنتی نگاه شود؛
که گیرنده ی مجبور یک طرفه آنتن ما باشند؛
باید تجدید نظر کرد.

انتشار انبوه اطلاعات تولیدی سیما و صدا در این گروه ها
بدون شناسنامه و بدون نیاز سنجی جامعه ی هدف
اگر برای ارائه ی گزارش عملکرد به امام زمان سلام الله علیه و نائب ایشان است؛ مطمئن باشیم که
مورد استقبال ایشان قرار نمی گیرد.


حجت بر ما تمام است.
کوتاهی هریک از عناصر مؤثر در
عمل به اندازه و به هنگام
آسیب های جبران ناپذیری را در پی خواهد داشت که
گریبان متصدیان و متولیان امر را خواهد گرفت.

وبسایت استقلال فرهنگی
برای گفتگو
و مناظره پیرامون تبعات سهل انگاری
در عمل به منویات رهبر فرزانه ی انقلاب اسلامی
در مورد شورای عالی فضای مجازی
اعلام آمادگی می کند.

که البته
این اقدام در وهله ی اول
رسالت رسانه های جمعی،
از جمله صدا و سیماست که
به آن بپردازد.


وبسایت استقلال فرهنگی
http://zqz.ir/EsteghlaleFarhangi



----



پروژ ه ی  کشف  " راز   حافظ"


 در  استقلال   فرهنگی



  بیستم  مهر             یاد   روز   حافظ    شیرازی        فرصتی است

 

   برای   کشف    راز   حافظی   که


   هم   در   عارفان عرشی    و    هم   در   مردمان   فرشی


   دارای   جایگاه   ستودنی   است؛


   و   جهان شمولی  اندیشه  اش


      گوته های   آزاد فکر  را   به   وجد    آورده  است؛

 

     تحقیق   و   پژوهش


    پیرامون   راز   حافظ


   به عنوان   الگویی   دیگر


    برای    استقلال    فرهنگی


   نیازی    جدی


   در عصر    ارتباطات   است.

 

  امید است که   ما از این پس ؛        همین     بهانه ی       ۲۰   مهر    را      قد     ر بدانیم


       تا      رازش     را    کشف   کنیم


     برای عضویت در گروه تلگرامی راز حافظ

روی لینک زیر

    https://telegram.me/EsteghlaleFarhangi

کلیک بفرمایید و برای استقلال فرهنگی

عبارت راز حافظ را ارسال کنید.




ماجرای یک مناظره ی ادامه دار در واتساپ
بین یک آتئیست(خداناباور) و یک انسان پرسشگر



قضیه از این قرار است که  این آتئیست منکر خدا و پیامبران و ادیان وکتب آسمانی  در گروه های اجتماعی بدون این که از قبل بگوید که خداناباور است؛
با اعضای گروه ها بحث می کرد.
در ابتدا به ولایت و غدیر اشکال می کرد
بار دیگر به سنگسار و جهاد اشکال می کرد
و جایی دیگر به نیابت خاص و عام در زمان غیبت  اشکال می کرد

در این مسیر بعضی از اعضای گروه ها فکر می کردند که با یک وهابی طرف هستند و به استلال از کتاب و سنت در مقابل او موضع گیری می کردند.
همین آتئیست منکر خدا  باز هم بدون این که بگوید که ملحد است؛ در مورد قرآن بحث می کرد
بر تحریف ناپذیری قرآن و مبارز طلبی قرآن اشکال می کرد

و باز هم اعضای گروه ها را به خود مشغول می کرد
اینجا بعضی فکر می کردند بهایی است بعضی هم اورا احیانا مسیحی یا یهودی می پنداشتند
و به دفاع از قرآن قیام می کردند

این ماجرا با این وضعیت آتئیست را در موضع فعال
و بقیه را در موضع انفعالی و دفاعی قرار داده بود.
هر روز به یک بهانه ای پرسشی شبهه گون در گروه ها منتشر می کرد و همه را به چالش می کشید.

از مناظره ی منطقی و جدال احسن خبری نبود.
مدافعین بدون الگو گیری از تجربیات موحدان تاریخ بشر
می خواستند همه ی شبهات ملحدان تاریخ بشر را پاسخ بدهند

و اینجا بود که
جرقه ی تشکیل گروه واتساپی
جدال احسن و مناظره ی منطقی زده شد

وبسایت استقلال فرهنگی
با تشکیل گروه واتساپی جدال احسن و مناظره ی منطقی
ابتکار عمل را بدست گرفت و
باانتقاد از جبهه ی مقابل آتئیست
از آنها دعوت کرد که
با رعایت احترام رقیب با او بحث کنند
بر سر اصول با او بحث کنند

از حضرت ابراهیم  و حضرت امام رضا و حضرت امام صادق سلام الله علیهم الگوی مناظره و راهبرد کادر سازی در مناظره را پیشنهاد داد که
باز هم
با بی احترامی
این دوجبهه
با هم بحث می کردند.

تا این که
بالاخره
استقلال فرهنگی(انسان پرسشگر)
با خدا ناباور آتئیست
به روش ابراهیم خلیل سلام الله علیه
وارد گفتگویی متین و آرام
اما چالشی و پرسشگرانه شد.

و این گفتگو با این فرض که خدا وجود ندارد شروع شده است.
این گفتگو از حالت جنگ و دعوا
و
بی احترامی و بی ادبی طرفین
به
یک مناظره ی آرام و تقریبا علمی
تبدیل شده است.

جهان هستی و انسان
اگر خدایی یا آفریدگاری نباشد
چه الزاماتی بر آنها بار می شود.

در این مناظره
از هیچ کتاب آسمانی
و هیچ کتاب حدیثی
استفاده نمی شود
و نماینده ی مکتب بی خدایی (آتئیسم) هم بدون پریدن به این شاخه و آن شاخه
پذیرفته است که پرسش های استقلال فرهنگی را
برای تبیین مکتبش پاسخ گوید.

از اینجای مناظره
این آتئیست است که
باید
به پرسش های استقلال فرهنگی پاسخ بدهد

و در این مسیر که علاوه بر اعضای گروه واتساپی
جدال احسن و مناظره ی منطقی
مؤسسان پشت پرده ی واتساپ صهیونیستی هم
ناظر گفتگو ها هستند؛
چالش اصلی متوجه سیستم های حاکم جهانی مداخله گر و اشغالگر و خود سر شده است.
البته فعلا به صورت تئوریک و مبنایی بحث می شود
اما
به زودی مصادیق عملی این نظام ها نیز به چالش گرفته خواهد شد.


بخش هایی از این مناظرات

از مقدمات تشکیل گروه مناظره در واتساپ

و از محتوای بحث ها

به زودی در این وبسایت منتشر خواهد شد.





سلام فرهیختگان ارجمند
این صفحه را برای پیگیری مناظره با آتئیست های خداناباو و مادی گرا ایجاد کرده ایم.

حد اقل فایده ی آن اطلاع شما
از طرز فکر
و نحوه ی ارائه ی
این گروه است
که خود به کافر بودن اعتقادی خود اعتراف دارند
و برای خود استدلالهایی دارند که
نمونه ای از آن را به زودی در اینجا تقدیمتان می کنیم.


بحث در اینجا فقهی و احکامی نیستو
فکری و اعتقادی
از جنس کلامی و فلسفی
و تاریخ ادیان است.


بردباری و عدم توهین به همدیگه
باعث استرار حضور و شناخت این  نحله ی فکری است که
در حال تبلیغ و عضو گیری هستند.



بهانه های مناظره را ببینید:


[۸/۱۷،‏ ۲۳:۰۶] استقلال فرهنگی:

 آخرین پیام 1368 که زمینه ساز یک مناظره شد؛ تقدیم اعضای گروه می شود



- استیفن هاوکینگ ،طرح بزرگ (The Grand Design) -

وقتی مردم از من این پرسش را میکنند که آیا جهان آفریده خداست ؟
من به آنها می گویم این سوال به خودی خود بی معناست !
زمان قبل از بیگ بنگ وجود نداشت. برای همین زمانی برای خدا وجود نداشت تا جهان را بسازد. این مانند این است که دستورالعمل های گوشه های زمین را از شما بخواهند، زمین یک کره است. بنابراین دنبال کردن آن یک کار بیهوده است !


ما آزادیم هر آنچه را که می خواهیم باور کنیم و به نظر من این ساده ترین توضیح است :
در اینجا خدایی نیست و هیچکس جهان را نساخته و هیچکس سرنوشت ما را هدایت نمی کند، این مسئله مرا به درکی عمیق می برد ،قطعا بهشت و زندگی ، پس از مرگی وجود ندارد، ما باید از همین یک زندگی مان در طرح بزرگ جهان قدردانی کنیم و من برای این بسیار سپاسگذارم ..

- استیفن هاوکینگ ،طرح بزرگ (The Grand Design) -

پ ن :خداپرستان برهان جنبش یا برهان علت و معلول را بیان می کنند که بیخدایان آنها را با بیان سفسطه بودنشان اثبات میکنند !

این دو برهان به دست فلاسفه دینی خود به نام برهان های فاسد ( برهان هایی که نارسا هستند) ،بنابراین در پاسخ به این دسته از پرسشها باید نخست پرونده علت و معلول را خوب درک کنیم ! پیوند علیت میگوید "هر معلولی علتی دارد"و این پیوند معمولاً با اینکه هر چیزی علتی دارد اشتباه گرفته میشود، آیا هر چیزی معلول است؟ این که هر معلولی علتی دارد بسیار روشن است مثل اینکه بگوییم هر مضروبی ضاربی دارد، ولی آیا هر چیزی معلول است؟

بنابراین خداباوران خداوند را بعنوان چیزی که معلول است نمیپذیرند و خداوند را علت العلل ( چیزی که به وجود نمی آید بلکه خود تنها پدید آورنده است) مینامند، در آشکار کردن و بازنمودن گسترده تر برهان علیت معمولا گفته میشود، معلول چیزی است که وجود نداشته باشد و آغاز به وجود کرده باشد، بنابراین این برهان را میتوان بدین سان چکیده و فشرده کرد که:

* هر چیز که به وجود بیاید علتی دارد ( پس معلول یعنی چیزی که آغاز به وجود داشتن بکند)

* کائنات آغاز به وجود داشتن کرده است ( بیگ بنگ آغاز کائنات است)

* کائنات معلول است، پس علتی دارد، علت کائنات خدا است !

و اگر چنانچه شما بپرسید علت خدا چیست؟ خواهند گفت خداوند معلول نیست که بخواهد علت داشته باشد، خداوند علت العلل است. چون آغاز به وجود داشتن نکرده، از ابتدا تا بیکران بوده و هرگز زمان برای خدا معنی ندارد ..

زمانی از بیخدایان پرسش میشود که اگر خدا وجود ندارد، پس جهان و انسان را چه کسی، آفریده است، بجای اینکه به بررسی مسائل علمی بپردازند، ابتدا باید این پیامد را از دید فلسفی بررسی کنند و پاسخ دهند. یک بیخدا نباید لزوماً یک مهندس طراحی موشک یا یک فیزیکدان و یا یک بیولوژیست حرفه ای باشد، و یا شما برای اینکه اثبات کنید خدا وجود دارد نباید تنها بدانید کائنات چگونه بوجود آمده است و یا زندگی چگونه بوجود آمده است، البته این گفته درباره خدا بصورت بسیار کلی و گسترده است، خدا چیست؟!

به همین سبک باید از کسانی که میپرسند علت بیگ بنگ چیست، پرسید، چرا به این اندیشه میکنند که بیگ بنگ معلول است؟ میپرسند آن ذره ابتدایی بیگ بنگ را چه کسی در آنجا جای داده است؟! از این افراد باید پرسید، از کجا میدانید که کسی آن ذره را آنجا قرار داده است؟ که از ما میخواهید نام آن را بیان کنیم؟

در کدام پیامد و پرونده فیزیکی تا با به اکنون دیده اید که پاسخ یک پرسش به یک "فرد" برگردد که علت بیگ بنگ بخواهد به یک " فرد " برگردد؟ این پرسش مانند این است که بپرسیم، علت نوری که پس از برخورد با یک آینه برگشت میکند "چیست "؟ کسانیکه پاسخ این پرسش که علت بیگ بنگ چیست را با واژه " خدا " پاسخ میدهند درست کار همانند را انجام میدهند !

این که پیش از بیگ بنگ چه چیزی رخ داده است و پیش از بیگ بنگ چه بوده است، از دیدگاه فیزیکی حرف درستی نیست ، بیگ بنگ از دید فیزیکی علتیست که شوند به وجود آمدن زمان میشود، یا به گفته ای زمان و فضا بر پایه تعاریف فیزیکی از دید بیگ بنگ آغاز می شود. گفته " پیش از بیگ بنگ " از دید فیزیکی بی معنی است ..

اگر گمان را بر نادانی بگذاریم، یعنی گمان کنیم که از پایه نمیدانیم دلیل بیگ بنگ و یا تکامل چیست، باز هم دلیل نمیشود که نادانی را با پاسخ غیر خردمندانه پاسخ گوییم، ما در صورتی که این گمان را بپذیریم، نمیدانیم که دلیل این برآمدهای علمی چیست !

درواقع عدمی که در فضای خلاء وجود دارد،در واقع از آشفتگی های زیراتمی فضازمان در فواصل بسیار بسیار کوچکی که با مقیاس پلانک سنجیده می شود ،تشکیل یافته است همون فاصله ای که در آن ، گرانش کوانتومی بر ساختار فضازمان حاکمه در این مقیاس اصل عدم قطعیت هایزنبرگ اجازه می دهد که انرژی به مدت کوت

اهی به ذرات و پادذرات تبدیل شود ، یعنی پیدایش "چیزی" از "خلاء کوانتومی" یا "هیچ کلا پیدایش از خلع مطلق یا صفر ،پس در مقیاس کلی جهان در نگر علمی نیازی به آفریننده ندارد ...




در گفتگو با 1368
از راه نقد علمی و عقلی
باید استفاده کرد





نتایجی که از بیگ بنگ به هاوکینگ  در پیام فوق نسبت داده شده است

باعث مناظره شده است







بردباری
و بحث عقلی و منطقی
و
حتی الامکان بدون استفاده از حدیث  و قرآن
مناسب ترین روش فعالیت در آن گروه است.


ضمنا 1368 هم عضو این گروه است.
خود را آتئیست(خداناباود) معرفی می کند

از بیگ بنگ(انفجار بزرگ) در پیام ارسالی فوق
نتایجی گرفته است که
به نظر می رسد غیر منطقی و غیر عقلانی است.
1368 از بیگ بنگ تصادفی بودن جهان هستی را نتیجه می گیرد.



ضمنا در پیامی دیگر نیز فرگشت یا نظریه تکاملی داروین را بهانه ی بحث انکار خدا می کند.



برای شروع این پیام را داشته باشید تا گزارشی از ما وقع مناظره بعدا تقدیمتان شود.



در گفتگو با 1368
از روش  نقد علمی و عقلی
باید استفاده کرد





نتایجی که از بیگ بنگ به هاوکینگ  در پیام فوق نسبت داده شده است

باعث مناظره شده است







بردباری
و بحث عقلی و منطقی
و
حتی الامکان بدون استفاده از حدیث  و قرآن
مناسب ترین روش فعالیت در این بحث است


ضمنا 1368 هم عضو این گروه است.
خود را آتئیست(خداناباور) معرفی می کند

از بیگ بنگ(انفجار بزرگ) در پیام ارسالی فوق
نتایجی گرفته است که
به نظر می رسد غیر منطقی و غیر عقلانی است.
1368 از بیگ بنگ تصادفی بودن جهان هستی را نتیجه می گیرد.



ضمنا در پیامی دیگر نیز فرگشت یا نظریه تکاملی داروین را بهانه ی  انکار خدا می کند.


برای شروع این پیام را داشته باشید تا گزارشی از ما وقع مناظره بعدا تقدیمتان شود.


برای ورود به بحث نکته ای را ذکر می کنم که
برای فرهیختگان ارجمند بسیار در خور توجه است
و آن اینکه
جدید ترین کتاب در مورد
اثبات وجود خدا
به قلم فیلسوف معاصر استاد جوادی آملی
نگاشته شده است.

دانلود کتاب تبیین براهین اثبات خدا- آیت الله العظمی جوادی آملی

مولف در این اثر کوشیده است
 ابتدا براهین اثبات خدا را که توسط فلاسفه ی غرب و شرق مطرح شده،
با شکلی صحیح تقریر کند،
و سپس نقدهای وارد شده به این براهین،را پاسخ گوید.

آزاد اندیشی این مولف تا این حد بوده است که از سطح یک متکلم بالاتر رفته،
و فیلسوفانه حتی براهین سست اثبات وجود خدا را،
خود نقد کرده و به چالش کشیده است،
و حدود و ثغور هر برهان را تبیین کرده است،و اینست رسم آزاد اندیشی...


این کتاب جدا از مقدمه ی مفصل آن در 12 فصل نگاشته شده است:



فصل یکم: علم و سفسطه؛ که به بررسی مسائل هستی شناسی،و پس از آن به مسائل معرفت شناسی پرداخته است.

فصل دوم: علم و ایمان، که آیا می توانند در کنار هم پیش روند،آیا دین بدون عقل و معرفت ارزشی دارد،و آیا فلسفه می تواند در این میدان راهگشا باشد یا خیر،پرداخته است.

فصل سوم: برهان ابن سینا، موسوم به برهان امکان و وجوب

فصل چهارم: برهان حرکت و برهان حدوث که یکی از ارسطو وارد است و دیگری به متکلمان.
فصل پنجم: برهان امکان فقری
فصل ششم: برهان وجودی قدیس آنسلم مسیحی
فصل هفتم: برهان صدیقین
فصل هشتم : برهان نظم
فصل نهم: برهان معجزه
فصل دهم : برهان تجربه دینی
فصل یازدهم: براهین اخلاقی
فصل دوازدهم: برهان فطرت

و در تمام فصول به نقد ها و چالش های وارده له و علیه این براهین می پردازد.

و همه ی اینها از این کتاب،گوهری ساخته است که تنها گوهر شناس قدر آن را خواهد شناخت.


منبع متن معرفی کتاب:
http://anjoman.welayatnet.com/archive/index.php/t-8671.html




این کتاب یکی از  جدیدترین منابع  در مورد براهین  اثبات وجود است که از سایت اسرا قابل تهیه خرید اینترنتی است.
لینک صفحه خرید اینترنتی:
http://nashresra.ir/BookSingleView.aspx?pid=p32ba561d-cba6-415e-9c58-32b7104485f7&op=ViewDet&kind=p



لینک صفحه ی دانلود کتاب تبیین براهین اثبات خدا- آیت الله العظمی جوادی آملی
http://ketabnak.com/book/39707/%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D8%AF%D8%A7?dlid=39707&page=all



وبسایت استقلال فرهنگی, [19.11.15 02:12]
سلام فرهیختگان ارجمند
این گروه را برای پیگیری مناظره با آتئیست های خداناباو و مادی گرا ایجاد کرده ایم.

حد اقل فایده ی آن اطلاع شما
از طرز فکر
و نحوه ی ارائه ی
این گروه است
که خود به کافر بودن اعتقادی خود اعتراف دارند
و برای خود استدلالهایی دارند که
نمونه ای از آن را به زودی در اینجا تقدیمتان می کنیم.


بحث در اینجا فقهی و احکامی نیستو
فکری و اعتقادی
از جنس کلامی و فلسفی
و تاریخ ادیان است.


بردباری و عدم توهین به همدیگه
باعث استرار حضور و شناخت این  نحله ی فکری است که
در حال تبلیغ و عضو گیری هستند.

وبسایت استقلال فرهنگی, [20.11.15 22:53]
بهانه های مناظره را ببینید:


[۸/۱۷،‏ ۲۳:۰۶] استقلال فرهنگی:

 آخرین پیام 1368 که زمینه ساز یک مناظره شد؛ تقدیم اعضای گروه می شود



- استیفن هاوکینگ ،طرح بزرگ (The Grand Design) -

وقتی مردم از من این پرسش را میکنند که آیا جهان آفریده خداست ؟
من به آنها می گویم این سوال به خودی خود بی معناست !
زمان قبل از بیگ بنگ وجود نداشت. برای همین زمانی برای خدا وجود نداشت تا جهان را بسازد. این مانند این است که دستورالعمل های گوشه های زمین را از شما بخواهند، زمین یک کره است. بنابراین دنبال کردن آن یک کار بیهوده است !


ما آزادیم هر آنچه را که می خواهیم باور کنیم و به نظر من این ساده ترین توضیح است :
در اینجا خدایی نیست و هیچکس جهان را نساخته و هیچکس سرنوشت ما را هدایت نمی کند، این مسئله مرا به درکی عمیق می برد ،قطعا بهشت و زندگی ، پس از مرگی وجود ندارد، ما باید از همین یک زندگی مان در طرح بزرگ جهان قدردانی کنیم و من برای این بسیار سپاسگذارم ..

- استیفن هاوکینگ ،طرح بزرگ (The Grand Design) -

پ ن :خداپرستان برهان جنبش یا برهان علت و معلول را بیان می کنند که بیخدایان آنها را با بیان سفسطه بودنشان اثبات میکنند !

این دو برهان به دست فلاسفه دینی خود به نام برهان های فاسد ( برهان هایی که نارسا هستند) ،بنابراین در پاسخ به این دسته از پرسشها باید نخست پرونده علت و معلول را خوب درک کنیم ! پیوند علیت میگوید "هر معلولی علتی دارد"و این پیوند معمولاً با اینکه هر چیزی علتی دارد اشتباه گرفته میشود، آیا هر چیزی معلول است؟ این که هر معلولی علتی دارد بسیار روشن است مثل اینکه بگوییم هر مضروبی ضاربی دارد، ولی آیا هر چیزی معلول است؟

بنابراین خداباوران خداوند را بعنوان چیزی که معلول است نمیپذیرند و خداوند را علت العلل ( چیزی که به وجود نمی آید بلکه خود تنها پدید آورنده است) مینامند، در آشکار کردن و بازنمودن گسترده تر برهان علیت معمولا گفته میشود، معلول چیزی است که وجود نداشته باشد و آغاز به وجود کرده باشد، بنابراین این برهان را میتوان بدین سان چکیده و فشرده کرد که:

* هر چیز که به وجود بیاید علتی دارد ( پس معلول یعنی چیزی که آغاز به وجود داشتن بکند)

* کائنات آغاز به وجود داشتن کرده است ( بیگ بنگ آغاز کائنات است)

* کائنات معلول است، پس علتی دارد، علت کائنات خدا است !

و اگر چنانچه شما بپرسید علت خدا چیست؟ خواهند گفت خداوند معلول نیست که بخواهد علت داشته باشد، خداوند علت العلل است. چون آغاز به وجود داشتن نکرده، از ابتدا تا بیکران بوده و هرگز زمان برای خدا معنی ندارد ..

زمانی از بیخدایان پرسش میشود که اگر خدا وجود ندارد، پس جهان و انسان را چه کسی، آفریده است، بجای اینکه به بررسی مسائل علمی بپردازند، ابتدا باید این پیامد را از دید فلسفی بررسی کنند و پاسخ دهند. یک بیخدا نباید لزوماً یک مهندس طراحی موشک یا یک فیزیکدان و یا یک بیولوژیست حرفه ای باشد، و یا شما برای اینکه اثبات کنید خدا وجود دارد نباید تنها بدانید کائنات چگونه بوجود آمده است و یا زندگی چگونه بوجود آمده است، البته این گفته درباره خدا بصورت بسیار کلی و گسترده است، خدا چیست؟!

به همین سبک باید از کسانی که میپرسند علت بیگ بنگ چیست، پرسید، چرا به این اندیشه میکنند که بیگ بنگ معلول است؟ میپرسند آن ذره ابتدایی بیگ بنگ را چه کسی در آنجا جای داده است؟! از این افراد باید پرسید، از کجا میدانید که کسی آن ذره را آنجا قرار داده است؟ که از ما میخواهید نام آن را بیان کنیم؟

در کدام پیامد و پرونده فیزیکی تا با به اکنون دیده اید که پاسخ یک پرسش به یک "فرد" برگردد که علت بیگ بنگ بخواهد به یک " فرد " برگردد؟ این پرسش مانند این است که بپرسیم، علت نوری که پس از برخورد با یک آینه برگشت میکند "چیست "؟ کسانیکه پاسخ این پرسش که علت بیگ بنگ چیست را با واژه " خدا " پاسخ میدهند درست کار همانند را انجام میدهند !

این که پیش از بیگ بنگ چه چیزی رخ داده است و پیش از بیگ بنگ چه بوده است، از دیدگاه فیزیکی حرف درستی نیست ، بیگ بنگ از دید فیزیکی علتیست که شوند به وجود آمدن زمان میشود، یا به گفته ای زمان و فضا بر پایه تعاریف فیزیکی از دید بیگ بنگ آغاز می شود. گفته " پیش از بیگ بنگ " از دید فیزیکی بی معنی است ..

اگر گمان را بر نادانی بگذاریم، یعنی گمان کنیم که از پایه نمیدانیم دلیل بیگ بنگ و یا تکامل چیست، باز هم دلیل نمیشود که نادانی را با پاسخ غیر خردمندانه پاسخ گوییم، ما در صورتی که این گمان را بپذیریم، نمیدانیم که دلیل این برآمدهای علمی چیست !

درواقع عدمی که در فضای خلاء وجود دارد،در واقع از آشفتگی های زیراتمی فضازمان در فواصل بسیار بسیار کوچکی که با مقیاس پلانک سنجیده می شود ،تشکیل یافته است همون فاصله ای که در آن ، گرانش کوانتومی بر ساختار فضازمان حاکمه در این مقیاس اصل عدم قطعیت هایزنبرگ اجازه می دهد که انرژی به مدت کوت

وبسایت استقلال فرهنگی, [20.11.15 22:53]
اهی به ذرات و پادذرات تبدیل شود ، یعنی پیدایش "چیزی" از "خلاء کوانتومی" یا "هیچ کلا پیدایش از خلع مطلق یا صفر ،پس در مقیاس کلی جهان در نگر علمی نیازی به آفریننده ندارد ...




در گفتگو با 1368
از راه نقد علمی و عقلی
باید استفاده کرد





نتایجی که از بیگ بنگ به هاوکینگ  در پیام فوق نسبت داده شده است

باعث مناظره شده است







بردباری
و بحث عقلی و منطقی
و
حتی الامکان بدون استفاده از حدیث  و قرآن
مناسب ترین روش فعالیت در آن گروه است.


ضمنا 1368 هم عضو این گروه است.
خود را آتئیست(خداناباود) معرفی می کند

از بیگ بنگ(انفجار بزرگ) در پیام ارسالی فوق
نتایجی گرفته است که
به نظر می رسد غیر منطقی و غیر عقلانی است.
1368 از بینگ بنگ تصادفی بودن جهان هستی را نتیجه می گیرد.



ضمنا در پیامی دیگر نیز فرگشت یا نظریه تکاملی داروین را بهانه ی بحث انکار خدا می کند.


برای شروع این پیام را داشته باشید تا گزارشی از ما وقع مناظره بعدا تقدیمتان شود.

وبسایت استقلال فرهنگی, [20.11.15 23:13]
در گفتگو با 1368
از روش  نقد علمی و عقلی
باید استفاده کرد





نتایجی که از بیگ بنگ به هاوکینگ  در پیام فوق نسبت داده شده است

باعث مناظره شده است







بردباری
و بحث عقلی و منطقی
و
حتی الامکان بدون استفاده از حدیث  و قرآن
مناسب ترین روش فعالیت در این بحث است


ضمنا 1368 هم عضو این گروه است.
خود را آتئیست(خداناباور) معرفی می کند

از بیگ بنگ(انفجار بزرگ) در پیام ارسالی فوق
نتایجی گرفته است که
به نظر می رسد غیر منطقی و غیر عقلانی است.
1368 از بینگ بنگ تصادفی بودن جهان هستی را نتیجه می گیرد.



ضمنا در پیامی دیگر نیز فرگشت یا نظریه تکاملی داروین را بهانه ی  انکار خدا می کند.


برای شروع این پیام را داشته باشید تا گزارشی از ما وقع مناظره بعدا تقدیمتان شود.




وبسایت استقلال فرهنگی, [21.11.15 20:30]
درود بر فرهیختگان ارجمند میهمان گروه تفکر و فلسفه

از این که تا کنون تحمل کرده و گروه را ترک نکرده اید متشکرم.


یکی دو روزی که گروه تشکیل شده است
عملا فرصتی بوده است برای
مطالعه ی فلسفه ی تشکیل این گروه




از اینجا گزارشی مختصر از
مناظره ی استقلال فرهنگی با طرفداران اندیشه ی خدا ناباوری تقدیم شما می شود.

این مناظره در واتساپ  بین
 2250(استقلال فرهنگی)
 و 1368(آتئیست)
صورت گرفته است.

بنابر این متن زیر را که ارسال می کنیم
متن محتوای مناظره ی طرفین این اندیشه است.

وبسایت استقلال فرهنگی, [21.11.15 21:16]
[۸/۱۷،‏ ۱۴:۵۳] استقلال فرهنگی:
سلام بر کسانی که جویای حقیقت هستند
بحث و جدل بیهوده با منکر  سه اصل مشترک ادیان آسمانی (توحید و نبوت و معاد )
در مورد مسائل فرعی نظیر احکام عبادی و مذاهب زیر مجموعه ادیان به جایی نمی رسد

1368 یه گونه ای از قرآن در مورد شیعه می نویسد که گویی سنی است!
اما لامذهب و لادین و خدا نشناس است.
بحث با ایشان
بر سر اصول صحیح است.
اما به شرط پیدا کردن زبان مشترک

برای 1368 که منکر خدا و ادیان آسمانی و انبیاء الهی است؛
استدلال آوردن
برای اثبات حقانیت یک مذهب از ادیان
مفید فایده نیست.

ابتدا باید یک راه فکری و فلسفی مشترک
که
زبان همدیگه را فهمید را
پیدا کرد


پیش از این استقلال فرهنگی
در همین گروه اعلام کرد که
1368 به صراحت
در مورد اصول مشترک پذیرفته شده ی انسانی
مواضع خود را روشن نمی کند.
اما
ظاهرا در این گروه یک بار دیگر
نیاز به مرور
تاریخ ظهور و گسترش و تشکیل حکومت مارکسیست ها باید پرداخت.
پیش از این
یکی از علل عمده ی گرایش به مادیگرایی را
رفتار قرون وسطایی کلیسای مسیحیت تحریف شده
ذکر کردیم
و امروز
هم داعش صهیونیستی
همان رفتار
کلیسای جنگ های صلیبی را
عاملی برای اسلام هراسی نموده است.




بهترین روش برای بررسی
درستی یا نادرستی
یک اندیشه و یک نظریه
تجزیه و تحلیل
فکری و فلسفی آن اندیشه
است.


از مطالعه گریزی نیست
و مطالب ضعیف و بی ربط میزان مطالعه
ارسال کننده را نشان می دهد.


بنابر این بیایید
با مطالعه
گفتگو کنیم.



در اینجا شما را دعوت به مطالعه ی
یک مقدمه
از فیلسوف معاصر استاد مرتضی مطهری
در ابتدای اصول فلسفه و روش رئالیسم علاکه طباطبایی
می کنم.



[۸/۱۷،‏ ۱۵:۰۱] استقلال فرهنگی:


*{مقدمه‌}* ( کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم با مقدمه و پاورقی های استاد مطهری)

در میان همه مقدسات بشر دانش یگانه چیزى است- که همه افراد از هر نژادى- و تابع هر طریقه و مسلکى آنرا مقدس مى‌شمارند- و برفعت و عظمت و تقدس آن اعتراف دارند- و حتى نادانترین نادانها- نیز دانش را از آن جهت که دانش است- کوچک نمى شمارد و شایسته تحقیر نمى‌داند-.
محبوبیت و احترام دانش نه تنها از آن جهت است- که بهترین ابزار زندگى است- و در مبارزه حیاتى بانسان نیرو مى‌دهد- و توانائى مى‌بخشد- و تسلط او را بر طبیعت مستقر میسازد- زیرا اگر چنین بود مى‌بایست- انسان با آن چشم به دانش نگاه کند- که هر ابزار و وسیله کار دیگرى را مى‌بیند-.
تاریخ علم مقرون برنجها و محرومیتها- و مصائب و متاعبى است- که دانشمندان در راه کسب علم تحمل کرده‌اند- و زندگى مادى را بر خویش تلخ ساخته‌اند- و اگر علاقه‌مندى انسان به دانش- تنها بمنظور رفع حوائج مادى زندگى بود- پس این همه از خودگذشتگیها و صرفنظر کردن از عیش- و لذتها و خوشیها زندگى در راه علم چرا- پیوند علم با روح بشر بالاتر از این پیوندهاى پست- و حقیرى است که ابتدا تصور میرود-.
ص: 4}
دانش بهر اندازه که یقینى‌تر- و شکننده‌تر شک و ریب و جهالت باشد- و بهر اندازه که کلى‌تر و عمومى‌تر- و پرده بزرگترى را بالا بزند- اهمیت و مطلوبیت بیشترى دارد-.
در میان همه مجهولاتى که- انسان آرزوى دست یافتن بانها را دارد- یک رشته از مسائل است که از این لحاظ- در درجه اول اهمیت قرار دارد- و آنها همان مسائل مربوط به نظام کلى عالم- و جریان عمومى امور جهان و.....

درسته .✅💯💠.


[۸/۱۷،‏ ۱۵:۴۰] استقلال فرهنگی: سپاس

[۸/۱۷،‏ ۱۵:۴۶] استقلال فرهنگی:
 امشب ساعت 23 استقلال فرهنگی با 1368 مناظره می کند
موضوع:  بینگ بنگ


علاقمندان فکور را دعوت کنید
چون هر یک از شما در گروه ادمین هستید و اختیار اضافه کردن میهمان دارید.


از همه ی رشته های علمی
از جمله فیزیک و فلسفه و ریاضی و نجوم و طب
دعوت کنید به گروه


افراد اهل منطق و استدلال
و مؤدب



مناظره استقلال فرهنگی با 1368 آتئیست
با موضوع : بینگ بنگ



امشب ساعت 23



تکرار بخشی از پیام 1368  به بهانه بیگ بنگ:


* هر چیز که به وجود بیاید علتی دارد ( پس معلول یعنی چیزی که آغاز به وجود داشتن بکند)

* کائنات آغاز به وجود داشتن کرده است ( بیگ بنگ آغاز کائنات است)

* کائنات معلول است، پس علتی دارد، علت کائنات خدا است !

و اگر چنانچه شما بپرسید علت خدا چیست؟ خواهند گفت خداوند معلول نیست که بخواهد علت داشته باشد، خداوند علت العلل است. چون آغاز به وجود داشتن نکرده، از ابتدا تا بیکران بوده و هرگز زمان برای خدا معنی ندارد ..

زمانی از بیخدایان پرسش میشود که اگر خدا وجود ندارد، پس جهان و انسان را چه کسی، آفریده است، بجای اینکه به بررسی مسائل علمی بپردازند، ابتدا باید این پیامد را از دید فلسفی بررسی کنند و پاسخ دهند. یک بیخدا نباید لزوماً یک مهندس طراحی موشک یا یک فیزیکدان و یا یک بیولوژیست حرفه ای باشد، و یا شما برای اینکه اثبات کنید خدا وجود دارد نباید تنها بدانید کائنات چگونه بوجود آمده است و یا زندگی چگونه بوجود آمده است، البته این گفته درباره خدا بصورت بسیار کلی و گسترده است، خدا چیست؟!

به همین سبک باید از کسانی که میپرسند علت بیگ بنگ چیست، پرسید، چرا به این اندیشه میکنند که بیگ بنگ معلول است؟ میپرسند آن ذره ابتدایی بیگ بنگ را چه کسی در آنجا جای داده است؟! از این افراد باید پرسید، از کجا میدانید که کسی آن ذره را آنجا قرار داده است؟ که از ما میخواهید نام آن را بیان کنیم؟

در کدام پیامد و پرونده فیزیکی تا با به اکنون دیده اید که پاسخ یک پرسش به یک "فرد" برگردد که علت بیگ بنگ بخواهد به یک " فرد " برگردد؟ این پرسش مانند این است که بپرسیم، علت نوری که پس از برخورد با یک آینه برگشت میکند "چیست "؟ کسانیکه پاسخ این پرسش که علت بیگ بنگ چیست را با واژه " خدا " پاسخ میدهند درست کار همانند را انجام میدهند !

این که پیش از بیگ بنگ چه چیزی رخ داده است و پیش از بیگ بنگ چه بوده است، از دیدگاه فیزیکی حرف درستی نیست ، بیگ بنگ از دید فیزیکی علتیست که شوند به وجود آمدن زمان میشود، یا به گفته ای زمان و فضا بر پایه تعاریف فیزیکی از دید بیگ بنگ آغاز می شود. گفته " پیش از بیگ بنگ " از دید فیزیکی بی معنی است ..

اگر گمان را بر نادانی بگذاریم، یعنی گمان کنیم که از پایه نمیدانیم دلیل بیگ بنگ و یا تکامل چیست، باز هم دلیل نمیشود که نادانی را با پاسخ غیر خردمندانه پاسخ گوییم، ما در صورتی که این گمان را بپذیریم، نمیدانیم که دلیل این برآمدهای علمی چیست !
درواقع عدمی که در فضای خلاء وجود دارد،در واقع از آشفتگی های زیراتمی فضازمان در فواصل بسیار بسیار کوچکی که با مقیاس پلانک سنجیده می شود ،تشکیل یافته است همون فاصله ای که در آن ، گرانش کوانتومی بر ساختار فضازمان حاکمه در این مقیاس اصل عدم قطعیت هایزنبرگ اجازه می دهد که انرژی به مدت کوتاهی به ذرات و پادذرات تبدیل شود ، یعنی پیدایش "چیزی" از "خلاء کوانتومی" یا "هیچ کلا پیدایش از خلع مطلق یا صفر ،پس در مقیاس کلی جهان در نگر علمی نیازی به آفریننده ندارد ...





بنابر این در گفتگو با 1368
از راه نقد علمی و عقلی
باید استفاده کرد
به عنوان یک انسان
معتقد به
اراده ی معطوف به قدرت نیچه


شاید
 نتیجه بدهد

علی حیدری
rel=nofollow