استقلال فرهنگی

هدف سایت استقلال فرهنگی هم افزایی در مهندسی فرهنگی جامعه

استقلال فرهنگی

هدف سایت استقلال فرهنگی هم افزایی در مهندسی فرهنگی جامعه

استقلال فرهنگی
امام خامنه ای:

من هم از مسائل فرهنگی نگرانم
و در این نگرانی نمایندگان محترم خبرگان
سهیم هستم.

دولت محترم باید به این موضوع توجه کند
و مسئولان فرهنگی نیز
باید توجه داشته باشند
که چه می کنند،

زیرا در مسائل فرهنگی
نمیتوان بی ملاحظه‌گی کرد.

مسئله فرهنگ مهم است

زیرا اساس ایستادگی
و حرکت نظام اسلامی،
مبتنی بر حفظ فرهنگ اسلامی و انقلابی
و تقویت جریان فرهنگی مؤمن و انقلابی است.

واقعاً همه باید قدر جوانان مؤمن و انقلابی را بدانند
زیرا همین جوانان هستند
که در روز خطر، سینه سپر می کنند.

کسانیکه به این جوانان با بدبینی نگاه می کنند
و تلاش دارند آنها را منزوی کنند،
به انقلاب و کشور خدمت نمی کنند.

البته این جوانان مؤمن و انقلابی
هیچگاه منزوی نخواهند شد.

مطالبی که گفته شد باید بصورت گفتمان
و باور عمومی درآید

که لازمه آن هم

تبیین منطقی و عالمانه این مسائل،

به دور از زیاده روی های گوناگون

و با زبان خوش است.

۱۳۹۲/۱۲/۱۵
leader.ir


---------------------
@esteghlalefarhangi

وبسایت های متفاوت
کلمات کلیدی

قصه لیلی و مجنون شیرازی

قصه دنباله دار لیلی و مجنون شیرازی

در روزگار ما دغدغه فرستاده بزرگ خدا کدام است؟!

طبیب دوار بطبه

ساینا

استقلال در گرو خروج از غرب زدگی

شرق باید خود را بازیابد

من ستایشگر معلمی هستم که...

وبلاگ عمارفیلم شیراز اعلام کرد: پرونده آرگو باز است.

سردار شهید حاج محمود ستوده

پشت صحنه ی مستند عصر امام خمینی

سبک زندگی و تربیت غربی

پیام سرلشکر سلیمانی به امام مقاومت

پایان سیطره شجره خبیثه داعش

پایان داعش با پیام سرلشکر

امام مقاومت

دل آگاهی

روز هنر انقلاب اسلامی

گفتمان انقلاب اسلامی

رزمایش گفتمان ساز

جشنواره فیلم عمار۹۵

متدولوژی تولید علم توسط سید شریف

قال المصنف و قال الاستاذ و انا اقول

مجلس: سالروز آغاز امامت حضرت ولیعصر (عج) تعطیل

راهبردهای راهپیمایی اربعین

دروازه های قدس با پایداری باز می شود

رسانه ی ملی در رقابت با رسانه های سنتی با تنگنای شدید مالی

پروژه کشف راز حافظ

عضویت در گروه تلگرامی راز حافظ

شباهت ماهواره و شمر در شکار مخاطب

آخرین نظرات شما

۷ مطلب در شهریور ۱۳۹۲ ثبت شده است

بنام خدا


استقلال فرهنگی روز بزرگداشت ملا صدرا  وعده کرده بود

 

تا برای ساده سازی مفاهیم فلسفی

 

از میهمانان استقلال فرهنگی  پذیرایی کند.

 

امروز    30     شهریور برای شروع این صفحه را تقدیم می کند.

 

 

انشاء الله از این پس

 

استقلال فرهنگی بنا دارد  تا

 

برنامه معرفت را برای ترویج فلسفه به زبان آسان باز نشر دهد.

 

شما فرهیخته ی عزیز نیز در این راه

 

از دیدگاه های خود ما را بهره مند بفرمایید

 


  • برنامه معرفت ۲۹ شهریور ۱۳۹۲

    Posted:Tue, 17 Sep 2013 17:11:16 +0000

    به گزارش معرفت دات کام؛ برنامه تلویزیونی معرفت این هفته با موضوع «تعقل و تأمل از دیدگاه ابن سینا» پخش خواهد شد.

    در انجام تعقل چه امری واقع می‌شود که حاصل آن تکامل انسان دانسته می‌شود و چگونه تعقل به استکمال می‌انجامد؟ به نظر می‌رسد پاسخ این پرسش را باید در تبیین حقیقت تعقل جست. تعقل ویژگی انسان است. ابن‌سینا در آغاز فصل ششم «شفا»، تعقل را تعریف می‌کند. به عقیده وی، تعقل این است که نفس صور معقولات را به صورت مجرد از ماده بگیرد. مجرد بودن صورت نیز به دو صورت است: یا عقل آن را مجرد می‌کند، یا آنکه صورت فی‌نفسه مجرد از ماده است.پس نفس از زحمت تجرید آن آسوده است.

    برنامه معرفت جمعه 29 شهریور به بررسی تعقل و تأمل از دیدگاه ابن سینا می پردازد.

    برنامه مربوط به این هفته را در کانال آپارات ما ببینید یا آن را دانلود نمایید: دانلود ویدیو

  • تقابل صوفی و سوفسطایی در تعریف حقیقت

    Posted:Mon, 16 Sep 2013 16:15:20 +0000

    *       استاد! جناب مولوی می فرمایند:

    کل شیء هالکٌ جز وجه او / چون نه‌ای در وجه او هستی مجو
    هر که اندر وجه ما باشد فنا / کل شیء هالکٌ نبود سزا [1]

    از اینجا می خواهیم نتیجه بگیریم که در واقع فناء فی الله در اینجا بدان معنی [= نابودی] نیست.

    با توجه به مطلبی که قبلاً اشاره کردیم، فنا به این معنی نیست که چیزی «هست» و می رود و فانی می شود. این اشتباه را باید از اذهان بیرون آوریم. همان طور که عرض کردم، این [تعریف از فنا] بوی کفر می دهد؛ اینکه چیزی برود و در چیزی فانی شود. و اصلاً فانی شدن [بدین معنا] معنی مطلوبی هم ندارد و شدنی هم نیست. اصلاً چیزی فانی نمی شود و هر چیزی که موجود است، همیشه موجود است. اصلاً موجود، معدوم نمی شود. این یک قانون عقلی است که هیچ موجودی از آن جهت که موجود است معدوم نمی شود و هیچ معدومی هم از آن جهت که معدوم است موجود نمی شود.

    پس مقام فنا یعنی آنچه که ما خیال می کردیم موجود است، می فهمیم که موجود نبوده است. فنا، دفع توهم است و همان طور که قبلاً عرض کردیم فنا، رفع تعیّن است. همچنین عرض کردیم: «تعیّن بود کز هستی جدا شد …» نه اینکه در فنا، چیزی ذوب می شود! حتی فرض کنید که چیزی ذوب شود؛ در این صورت مگر فانی می شود؟! تنها تغییر شکل می دهد. اگر چه این مطلب را قبلاً فلاسفه هم گفته بودند، اما امروزه ارباب علوم نیز این مطلب را می گویند که هر چیزی که فانی می شود، بدان معنی است که تغییر شکل می دهد. شکل آن عوض می شود و شکل دیگری به خود می گیرد. مثلاً فرض کنید که آب بخار می شود، یا اینکه هوا به چیز دیگری تبدیل می شود. تغییر شکل، آری! ولی موجود از آن جهت که موجود است عدم نمی پذیرد، و الّا تناقض لازم می آید. معدوم هم موجود نمی شود و عدم برای همیشه عدم است.

    صوفی و سوفسطایی

    بنابراین [وجود ما و اشیاء جهان یک] تجلی است، منتها ما چیزی را که اصیل نبوده است اصیل پنداشته ایم. یعنی «قلب» را «قلابی» در نظر گرفته بودیم. چیزی که واقعیت نداشت، ما آن را موجود می پنداشتیم. البته وجود داشت، اما وجود از آن خودش نبود. من در اینجا نمی خواهم سوفسطایی شوم و نفی موجودات بکنم! اینجا نباید توهم شود؛ بنده نمی گویم که موجودات عالم نیستند. من چنین حرفی نمی زنم. این عالم هست. باز لازم شد که شعر عارف بزرگ، عبدالرحمن جامی را در اینجا بخوانم که بسیار زیبا این مسئله را بیان کرده است. [توضیح آنکه] عرفا می گویند هر چه هست حق است و چیزی غیر حق نیست. سوفسطاییان هم می گویند اصلاً عالمی وجود ندارد و ما توهم می کنیم که عالم موجود است. پس آیا حرف عرفا شبیه حرف سوفسطاییان نیست؟! ابداً !! وقتی عرفا می گویند همه چیز حق است، نمی خواهند بگویند که عالم موجود نیست. اما سوفسطاییان پیش از سقراط می گفتند که عالم چیزی نیست و ما توهم می کنیم که عالم وجود دارد؛ چیزی وجود ندارد و این تنها توهم ماست. جامی این مسئله را زیبا بیان کرده است. چون شعر او زیباتر از بیان خودم هست اول شعر او را می خوانم و بعداً توضیح می دهم. او می گوید:

    سوفسطایی که از خرد بی خبر است / گوید عالم، خیالی اندر نظر است
    آری، عالم همه خیال است ولی / پیوسته در آن حقیقتی جلوه گر است [2]

    تفاوت عارف با سوفسطایی در این است که سوفسطایی می گوید [جهان بیرونی] خیال و وهم است و چیزی نیست، اما عارف می گوید أنانیّت وهم است، اما آنچه که تو می بینی حقیقتی از حق در آن جلوه گر بوده و واقعیت است. [به عبارت دیگر] آن جلوه حق است اما تو آن را جلوه حق نمی بینی. دید تو اشتباه است. اگر تو آن را جلوه حق ببینی، در این صورت یک واقعیت مسلّم انکارناپذیر خواهد بود، ولی اگر آن را به غیر حق ببینی، آن خیالی بیش نیست. ببینید که چقدر زیبا این عارف بزرگ در این رباعی زیبا بین سوفسطاییان – که منکر واقعیت اند – و عرفا – که واقعیت را وجه حق می دانند – جمع آوری کرده است.

    و سخن همین است. وجه حق همیشه بوده و یک واقعیت مسلّم و انکارناپذیر است. ولی ما وجه حق را نمی بینیم. ما او را به خود می بینیم و نه به حق. اگر ما همه چیز را به حق ببینیم، همه چیز عین واقعیت خواهد بود، اما اگر همه چیز را منصرف و جدای از حق ببینیم آنگاه نه دوام و اعتبار داشته و نه در واقعیت وجود دارد.


    [1] مولوی، مثنوی، دفتر اول، بخش ۱۴۳ – امتحان کردن شیر گرگ را و گفتن کی پیش آی ای گرگ بخش کن صیدها را میان ما

    [2] این رباعی با ترکیب زیر به ابوسعید ابوالخیر منسوب شده است:
    سوفسطایی که از خرد بی‌خبرست / گوید عالم خیالی اندر گذرست
    آری عالم همه خیالیست ولی / پیوسته حقیقتی درو جلوه گرست (ابوسعید ابوالخیر، رباعیات، رباعی شماره 81)

  • برای شنیدن فایل صوتی اینجا را کلیک بفرمایید

  • اطلاعات و مشخصات

    شماره سریال: m-020-c

    شماره قسمت: 020

    مدت زمان: 4:49

    فرمت فایل تصویری: | H.264/AVC MPEG-4 | 600×400px | 25fps | 320kbps |

    فرمت فایل صوتی: | MP3 | 44.1KHz | Mono | 64kbps |

    پیوند کوتاه:
    www.maarefat.com/?p=1935


در ادامه مطلب ... سه برنامه دیگر معرفت را مشاهده و مطالعه بفرمایید


قصه ی جنگ تحمیلی


شما که عاشق سربلندى ایران اسلامى هستید

و خود را سرباز اسلام میدانید

و همین طور هم هست،

براى ساختن آینده مسئولیت بزرگى بر دوش دارید.

 این خصوصیت یک مکتب صادق و حقیقى و واقع بین است.

همه مسئولند.

جوان هم که در عنفوان شکوفائى استعدادهاست،

جزو مسئولان است؛

مسئولیت فقط مال پیران و میان سالان نیست،

 بلکه میتوان با یک نگاهى گفت که

جوان مسئولیت سنگین ترى دارد؛

چرا؟

چون توانائى جوان، شکوفائى جوان، نیروى جوان بیش از دیگران است.

جوان باید

در درون خود،

 در دل خود،

در وجدان خود احساس کند که

 نسبت به آینده ى این کشور،

آینده ى این ملت،

 آینده ى این تاریخ،

مسئولیت دارد.

همین احساس مسئولیت بود که

در دوران دفاع مقدس، اکثر جوان هاى متعهد را به میدان دفاع کشاند

.

جوان ها میتوانستند

 توى خانه هاى خودشان،

 زیر سایه ى پدرها و مادرها

 و ناز و نوازش آن ها بمانند؛

نه در زمستان ها در کوههاى برف آلود و سر به فلک کشیده ى غرب،

نه در تابستان ها در بیابان هاى تفتیده ى خوزستان حاضر نشوند

و راحت باشند؛

 اما احساس مسئولیت نگذاشت دنبال راحتى باشند.

 آن ها توى میدان آمدند

و نتیجه، یک نتیجه ى معجزآسا شد.

من مشتاقم که

جوان هاى ما

قصه ى جنگ تحمیلى هشت ساله را بدانند که چه بود.

 این را بارها گفته ایم؛

افراد هم گفته اند و تشریح کرده اند؛اما


 یک نگاه کلان به این هشت سال،

با اطلاع از جزئیاتى که وجود داشته است،

خیلى براى برنامه ریزى آینده ى جوان در روزگار ما مهم است.

خوشبختانه کتابهاى خوبى هم نوشته شده است.

من با اینکه وقت زیادى ندارم،

 بسیارى از کتابهائى را که در باب مسائل دفاع مقدس هست،

نگاه میکنم؛ براى خود من مفید است.

 این کتابها را بخوانید، بدانید، ببینید؛

شرح حال این جوان هاى برجسته را بشناسید...

در جنگ هشت ساله

که در واقع همه ى نیروهاى مسلطِ

دنیاى آن روز - چه شوروىِ آن روز،

چه آمریکاى آن روز،

چه فرانسه ى آن روز،

 چه بلوک شرق اروپائى آن روز،

چه کشورهاى مرتجع منطقه - با هم

همدست شده بودند

و به رژیم بعثى

 پول

 و نیرو

و اطلاعات

 و سلاح تزریق میکردند،

در مقابل کشور

 و ملتى قرار گرفتند که

 آنچه داشت، عبارت بود از

 اراده و ایمان.

سلاح نداشت،

 مهمات نداشت،

اطلاعات کافى و وافى نداشت؛

 اما ایمان،

آن ها را مثل پولاد،

مثل صخره استوار کرده بود.

 این دو جناح متفاوت

با هم مواجه شدند

و این جناح بر آن جناح غلبه کرد.



یعنى نیروى ایمان ملت ایران

 بر آن نیروى عظیم و گسترده - که

پول

و اطلاعات

 و سلاح

و تجهیزات

 و همه چى در اختیار داشت - غالب و پیروز شد.

 این، احساس مسئولیت بود.


قصه ی جنگ تحمیلی

در طی چهار مستند تلویزیونی


در ادامه ی قسمت های قبلی عصر امام خمینی

روایت دفاع مقدس در دوران امام خمینی


دفاع مقدس هشت ساله ی جمهوری اسلامی
در برابر اتحاد نانوشته ی ابرقدرتها
همچنان ظرفیت های در خور توجهی دارد
که هم با روی کرد داخلی و هم خارجی قابل بررسی است
.        

اینکه یک کشور مستقل با انقلابی نوپا٬ مورد هجوم قرار بگیرد
و در طی دفاع، هیچ حمایتی
که از او نشود٬ هیچ؛
بلکه با
یک اتحاد و هم پیمانی نانوشته،
متجاوز مورد انواع حمایت های تجهیزاتی و سیاسی قرار گیرد،
 قابلیت  زیادی برای پژوهش  دارد.




 مستند عصر امام خمینی با موضوع قصه ی جنگ تحمیلی٬
چهار زیر عنوان را به خود اختصاص داده است

  
     

عصر شکست ابهت ابرقددرت ها(1) اتحاد قدرت های طاغوتی دنیا
عصر شکست ابهت ابرقددرت ها(2) اتحاد قدرت های طاغوتی دنیا
عصر شکست ابهت ابرقددرت ها(3)         
عصر شکست ابهت ابرقددرت ها(4)  قصه مجاهدان داوطلب فی سبیل الله    

ساخت یک مستند تلویزیونی با پرداختن به تجربیات هشت سال دفاع مقدس٬
 آن هم در زمانی که پس از اشغال افغانستان٬
عراق در معرض تهدید٬ جنگ و اشغال قرار داشت
 بیانگر ظرفیت بسیار بالای این تجربه ی نیروهای مقاومت
در برابر متجاوزان و اشغالگران است
. 

        

الگو سازی دفاع مقدس
به قدری تأثیر گذار است
که مقاومت فرانسه و متحدانش اصلا قابل مقایسه با آن نیست
.


مقاومت اسلامی در ایران نه از الگوی مقاومت فرانسه
بلکه از نهضت کربلای حسینی نشأت گرفته است
.

نهضت حسینی با ارائه ی الگوی شهادت طلبی٬
راهی نو فراروی انسان قرن بیست و بیست و یکم میلادی قرار داده است
که پرداختن به چرایی آن٬ از طاقت این مقاله خارج است
.

انشاء الله در فرصت بعدی جزئیات بیشتری از این چهار مستند مورد بررسی قرار می گیرد.

اندیشه کهکشانی ()

آشنایی با سید مرتضی آوینی


والپیپر و پوسترهای شهید آوینی-aviny - avini wallpaper - aviny back ground - aviny poster

در مصاحبه ای با همسر شهید

خانم امینی در ابتدای گفت و گو از خودتان بگویید .

مریم امینی هستم . متولد سال 1336 . تحصیلاتم لیسانس ریاضی و علوم کامپیوتر است .

اهل تهران هستید ؟

بله !

کجای تهران ؟

امیر آباد . بیشتر در آن محله زندگی کرده‌ام .

از آشنایی‌تان با آقا مرتضی برای ما بگویید .

قبل از ازدواج ، آشنایی چند ساله با هم داشتیم . من ایشان را می‌شناختم . از سن پانزده سالگی تا نوزده ، بیست سالگی که این آشنایی به ازدواج رسید .

خانواده‌ها چطور ؟ با این ازدواج موافق بودند ؟

خانواده من مخالف بود ، ولی برای من مشخص بود که این زندگی مشترک باید شروع شود . صورت دیگری برای ادامه زندگی نمی‌توانستم تصور کنم .

چرا ؟

به خاطر این که از همان ابتداء مرتضی برای من آن حالت مراد بودن را داشت . رد و بدل کردن    کتابهای خوب ، شرکت در سخنرانی‌ها و کنسرت‌های موسیقی دانشکده هنرهای زیبا که ایشان آنجا درس می‌خواندند ؛ در واقع ایشان راهنمای کاملی برای من بود .

این موقعیت ، یعنی مراد بودن ، تا کدام مرحله از زندگی ادامه داشت ؟

برای همیشه حفظ شد . این رابطه شیرازه اصلی زندگی ما بود . البته گاهی چهره این موقعیت به خاطر تحولات فکری تغییر می‌کرد . گرایش‌های ایشان بعد از انقلاب کاملاً تغییر کرد . به تبع ایشان ،‌این تغییر در من هم اتفاق افتاد . ولی نسبت برقرار بین من و ایشان همواره ادامه پیدا کرد تا شهادت‌شان . تازه بعد از آن بود که فرصتی پیدا کردم برگردم و به نسبت جدید نگاه کنم و ببینم در باره امروز چه می‌شود گفت .

نگاه کردید ؟

بله ! بعد از شهادت ایشان نسبت جدیدی بین ما برقرار شد . مرتضی خودش در یکی از مقاله‌هایی که بعد از رحلت حضرت امام نوشت ، جمله‌ای دارد نزدیک به این مضمون : « ایشان از دنیا رفتند و حالا بار تکلیف بر شانه ما افتاده است . » دقیقاً من چنین سنگینی را احساس می‌کنم . پیش از این دستم را گرفته بود و مرا به بهشت می‌برد . نه به زور ، میل باطنی هم بود . من سنگینی بار را خیلی احساس نمی‌کردم . همه چیز راحت‌تر اتفاق می‌افتاد ولی بعد از شهادت مرتضی من باید دوباره شروع می‌کردم . مثل یک تولد دوباره . خیلی خدا را شکر می‌کنم . چه موهبتی بالاتر از این برای یک انسان که هم فرصت زندگی عینی با انسانی را داشته باشد که قبله همة خواسته‌هایش است و هرچه از زندگی می‌‌خواهد در او می‌بیند ، و هم فرصت تأمل و تفکر در وجود این انسان و زندگی را پیدا کند.

         والپیپر و پوسترهای شهید آوینی-aviny - avini wallpaper - aviny back ground - aviny poster

مرتضی می‌گوید : « شهدا از دست نمی‌روند ، بلکه به دست می‌آیند . » برای همه این فرصت نیست که این به دست آمدن را تجربه و حس کنند . حالا من نمی‌دانم چقدر در این مسیر هستم و آن را با این بار سنگین طی می‌کنم . یعنی بار دیگر من مرتضی را به دست آورده‌ام و خیلی شاکر هستم.

از تجربه نسبتاً طولانی زندگی خودتان با ایشان بگویید .

این زندگی قشنگ از سنین نوجوانی شروع شد . هر روز که می‌گذشت موقعیت و جایگاه ایشان نزد من بیشتر از هر کس دیگری می‌شد . مرتضی مظهر همه کسانی بود که در زندگی جست و جو می‌کردم . جای همه اعضای خانواده را برای من پر می‌کرد و همه چیز زندگی‌ام بود.

تفاوت سنی شما با آقا مرتضی چقدر بود ؟

ده سال .

خانم امینی می‌توانیم بگوییم زندگی مشترک شما سه مرحله داشت . قبل از انقلاب ، بعد از انقلاب و بعد از شهادت .

اگر اجازه بدهید از ازدواجتان شروع کنیم . مثلاً این که ...



اندیشه کهکشانی



شهید سید مرتضی آوینی با نگاهی جدید به عالم و آدم، راهی نو برای زندگی کشف کرد که برای معرفی آن تا پای جان مایه گذاشت.



راهی که شهید آوینی یافت، آدم را از زمین خاکی به آسمان ملکوتی رهنمون می شود.

شهید آوینی برای این نگاه، تدبر در قرآن و احادیث معصومین صلوات الله علیهم را تراز و معیار سنجش پدیده های انفسی و آفاقی قرار می داد تا به باطن عالم، شهود پیدا کند و این نگاه در نوع خود در میان روشنفکران و اهل قلم منحصر به فرد است.

انقلاب اسلامی و بویژه دوران دفاع مقدس بهترین فرصت برای شکوفایی ظرفیت این انسان تسلیم آیین آسمانی اسلام شد و اوج این شکوفایی در عروج ملکوتی و شهادتش در 20 فروردین 1372 در فکه بود که بارها  در وصف شهادت با قلمش سروده بود و زیبا ترین نثر عصر امام خمینی را نثار واژه ی شهادت کره بود.


استقلال فرهنگی تا فرصتی دیگر برای  اشاره ای به این دیدگاه های بلند و اندیشه ی کهکشانی از شما دعوت می کند تا زندگینامه ایشان را مطالعه بفرمایید:




زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:

 "حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه‌ی تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگرچه با سینما آشنایی داشته‌ام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشته‌های خویش را -  اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و... -  در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آن چه که انسان می‌نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همه‌ی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار او جلوه‌گر می‌شود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است."

شهید آوینی فیلم‌سازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه درباره‌ی غائله‌ی گنبد (مجموعه‌ی شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعه‌ی مستند خان گزیده‌ها) آغاز کرد

"با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم بعدها ضرورت‌های موجود رفته‌رفته ما را به فیلم‌سازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همه‌ی وقایعی که برای انقلاب اسلام و نظام پیش می‌آید عکس‌العمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعه‌ی حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم... وقتی فیروز‌آباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنه‌های جنگ را ما در آن‌جا، در جنگ با خوانین گرفتیم.

گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت دو تن از اعضای گروه در همان روزهای او جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانه‌اش خورده بود، از حلقه‌ی محاصره گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصره‌ی خرمشهر برای تهیه‌ی فیلم وارد این شهر شد:

"وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونین‌شهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمی‌شد که این حالت زیاد پر دوام باشد، و زیاد هم دوام نیاورد ما به تهران بازگشتیم و شبانه‌روز پای میز موویلا کار کردیم تا اولین فیلم مستند جنگی درباره‌ی خرمشهر از تلویزیون پخش شد؛ فتح خون."

مجموعه‌ی یازده قسمتی "حقیقت" کار بعدی گروه محسوب می‌شد که یکی از هدف‌های آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود.

"یک هفته‌ای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جست‌و‌جوی "حقیقت" ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در محاصره بود تولید مجموعه‌ی حقیقت این گونه آغاز شد."

کار گروه جهاد در جبهه‌ها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوسته‌ای پیدا کرد آغاز تهیه‌ی مجموعه‌ی زیبا و ماندگار روایت فتح که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد به همان ایام باز می‌گردد. شهید آوینی درباره‌ی انگیزه‌ی گروه جهاد در ساختن این مجموعه که نزدیک به هفتاد برنامه است چنین می‌گوید:

"انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند آن‌ها را به جبهه‌های دفاع مقدس می‌کشاند وظایف و تعهدات اداری.

اولین شهیدی که دادیم علی طالبی بود که در عملیات طریق القدس به شهادت رسید و آخرین‌شان مهدی فلاحت‌پور است که همین امسال "1371" در لبنان شهید شد... و خوب، دیگر چیزی برای گفتن نمانده است، جز آن که ما خسته نشده‌ایم و اگر باز جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. می‌دانید! زنده‌ترین روزهای زندگی یک "مرد" آن روزهایی است که در مبارزه می‌گذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان می‌دهد.”

اواخر سال 1370 "موسسه‌ی فرهنگی روایت فتح" به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلم‌سازی مستند و سینمایی درباره‌ی دفاع مقدس بپردازد و تهیه‌ی مجموعه‌ی روایت فتح را که بعد از پذیرش قطع‌نامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلم‌برداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کم‌تر از یک سال کار تهیه‌ی شش برنامه از مجموعه‌ی ده قسمتی "شهری در آسمان" را به پایان رساندند ومقدمات تهیه‌ی مجموعه‌های دیگری را درباره‌ی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. شهری در آسمان که به واقعه‌ی محاصره، سقوط و باز پس‌گیری خرمشهر می‌پرداخت در ماه‌های آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامه‌ی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در روز جمعه بیسم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند.

شهید آوینی فعالیت‌های مطبوعاتی خود را در اواخر سال 1362، هم زمان با مشارکت در جبهه‌ها و تهیه‌ی فیلم‌های مستند درباره‌ی جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامه‌ی "اعتصام" ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد این مقالات طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، حکمی، اعتقادی و عبادی را در بر می‌گرفت او طی یک مجموعه مقاله درباره‌ی "مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام" آرا و اندیشه‌های رایج در مود دموکراسی، رای اکثریت، آزادی عقیده و برابری و مساوات را در نسبت با تفکر سیاسی ماخوذ از وحی و نهج‌البلاغه و آرای سیاسی حضرت امام(ره) مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داد. مقالاتی نیز در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه در ربط و نسبت با حکومت الهی حضرت رسول(ص) در مدینه و خلافت امیرمؤمنان(ع) نوشت و اتصال انقلاب اسلامی را با نهضت انبیا علیهم‌السلم و جایگاه آن با جنگ‌های صدر اسلام و قیام عاشوا و وجوه تمایز آن از جنگ‌هایی که به خصوص در قرون اخیر واقع شده‌اند و نیز برکات ظاهری و غیبی جنگ و ویژگی رزم‌آوران و بسیجیان، در زمره‌ی مطالبی بود که در "اعتصام" منتشر شد. در مضامین اعتقادی و عبادی نیز تحقیق و تفکر می‌کرد و حاصل کار خویش را به صورت مقالاتی چون "اشک، چشمه‌ی تکامل". "تحقیقی در معنی صلوات" و "حج، تمثیل سلوک جمعی بشر" به چاپ می‌سپرد. در کنار نگارش این قبیل مقالات، مجموعه مقالاتی نیز با عنوان کلی "تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب" برای ماهنامه‌ی "جهاد"، ارگان جهاد سازندگی، نوشت "بهشت زمینی"، "میمون برهنه!"، "تمدن اسراف و تبذیر"، "دیکتاتوری اقتصاد"، "از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی"، "نظام آموزش و آرمان توسعه یافتگی"، "ترقی یا تکامل؟" و... از جمله مقالات آن مجموعه است. این مقالات بعد از شهادت او با عنوان "توسه و مبانی تمدن غرب" به چاپ رسید این دوره از کار نویسندگی شهید تا سال 1365 ادامه یافت. مقارن با همین سال‌ها شهید آوینی علاوه برکارگردانی و مونتاژ مجموعه‌ی "روایت فتح" نگارش متن آن را بر عهده داشت که بعدها قالب کتابی گرفت با عنوان "گنجینه‌ی آسمانی". او در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب "فتح خون" (روایت محرم" را آغاز کرد و نه فصل از فصول ده‌گانه‌ی آن را نوشت. اما در حالی که کار تحقیق در مورد وقایع روز عاشورا و شهادت بنی‌هاشم را انجام داده و نگارش فصل آخر را آغاز کرده بود به دلایلی کار را ناتمام گذاشت.

او در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه هم‌خوانی نداشت، از ادامه‌ی تدریس صرف‌نظر کرد. مجموعه‌ی مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیش‌تر در مقاله‌ای بلند  به نام "تاملاتی در ماهیت سینما" که در فصلنامه‌ی "فارابی" به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین "جذابی در سینما"، "آینه‌ی جادو"، "قاب تصویر و زبان سینما"و... که از فروردین سال 1368 در ماهنامه‌ی هنری "سوره" منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعه‌ی این مقالات در کتاب "آینه‌ی جادو" که جلد اول از مجموعه‌ی مقالات و نقدهای سینمایی اوست. جمع‌آوری و به چاپ سپرده شد.

سال‌های 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل می‌شود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینه‌ی کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد. ولی این مسئله موجب بی‌اعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره  ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و... تالیف کرد که در ماهنامه‌ی "سوره" به چاپ رسید. طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی. اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غرب‌زدگی و روشن‌فکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود.

مجموعه‌ی آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجاب‌آور است. در حالی که سرچشمه‌ی اصلی تفکر او به قرآن، نهج‌البلاغه، کلمات معصومین علیهم‌السلام و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز می‌گشت. با تفکر فلسفی غرب و آرا، و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آن‌ها را نقد و بررسی می‌کرد. او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی می‌دانست چرا که این شناخت زمینه‌ی خروج از عالم غربی و غرب زده‌ی کنونی را فراهم می‌کند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد می‌رساند. او بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است که آن را "عصر توبه‌ی بشریت" می‌نامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و ظهور "دولت پایدار حق" منتهی خواهد شد.


منبع زندگینامه:

http://www.aviny.com/aviny/biography.aspx



اکنون که زندگینامه ی شهید را مطالعه کردید خوب است ادامه مطلب را ببینید تا با نکات جدیدی از سید شهیدان اهل قلم آشنا شوید....استقلال فرهنگی انشاء الله بنا دارد در ادامه ی مطلب نکات ظریفی از زندگی خانوادگی، حالات روحی، تراوشات فکری و مبانی اعتقادی سید شهیدان اهل قلم را به اهل قلم و هنر انقلاب اسلامی تقدیم کند تا از اندیشه ی کهکشانی شهید آوینی  پرده برداری کند. بنابر این ادامه مطلب را دنبال کنید


بلوتوث مثنوی شهادت در روز شهدا

برای یک شهید زنده ی جانباز شیمیایی

روی تخت بیمارستان

دیشب از یک جانباز شیمیایی در یکی از بیمارستان ها عیادت کردم که  شب قبل (شب هفده شهریور )

به صورت کاملا اتفاقی، از روبروی اتاقی که درآن بستری بود گذشته بودم، و   با  بلند کردن دست

 از دور به او سلام کرده بودم  و جاذبه  ی چهره و نگاه نافذش مرا به سمت خود کشبده بود.

اولین قرار پس از این آشناییِ اتفاقی، این بود که

صدای مثنوی شهادت آهنگران را پیدا کنم و براش بلوتوث کنم

دیروز هفده شهریور روز شهدا که در گیر تحقیق و نگارش مقاله ی 

" رمز گشایی    جمعه سیاه   

یا   رازی که امام خمینی فاش کرد،

 برای روز های آینده ی اسلام و جهان اسلام و ساکنان کره زمین"

بودم، مثنوی شهادت را براش دانلود کردم و دیشب  به قولم وفا کردم؛

حدود ساعت  21 که برای عیادت یکی از بستگانم به بیمارستان رفتم،

به اتاق جانباز شیمیایی دوران دفاع مقدس هم رفتم تا برایش بلوتوث کنم.

مثنوی را که گرفت،

نوای دلنشین  حدیث کساء با صدای سماواتی هم

 که در گوشی داشتم،  براش فرستادم.

می گفت تازگی مشکلی برای گوشی همراهش پیش آمده

که همه فایل های صوتی،  پاک شده است.


مطمئن باشید که حرف های شنیدنی زیادی

 از این شهید زنده ی بستری در بیمارستان شنیده ام

 که انشاء الله در این صفحه و در ادامه مطلب...

 تقدیم شما میهمانان استقلال فرهنگی خواهم کرد.

 

rel=nofollow