استقلال فرهنگی

هدف سایت استقلال فرهنگی هم افزایی در مهندسی فرهنگی جامعه

استقلال فرهنگی

هدف سایت استقلال فرهنگی هم افزایی در مهندسی فرهنگی جامعه

استقلال فرهنگی
امام خامنه ای:

من هم از مسائل فرهنگی نگرانم
و در این نگرانی نمایندگان محترم خبرگان
سهیم هستم.

دولت محترم باید به این موضوع توجه کند
و مسئولان فرهنگی نیز
باید توجه داشته باشند
که چه می کنند،

زیرا در مسائل فرهنگی
نمیتوان بی ملاحظه‌گی کرد.

مسئله فرهنگ مهم است

زیرا اساس ایستادگی
و حرکت نظام اسلامی،
مبتنی بر حفظ فرهنگ اسلامی و انقلابی
و تقویت جریان فرهنگی مؤمن و انقلابی است.

واقعاً همه باید قدر جوانان مؤمن و انقلابی را بدانند
زیرا همین جوانان هستند
که در روز خطر، سینه سپر می کنند.

کسانیکه به این جوانان با بدبینی نگاه می کنند
و تلاش دارند آنها را منزوی کنند،
به انقلاب و کشور خدمت نمی کنند.

البته این جوانان مؤمن و انقلابی
هیچگاه منزوی نخواهند شد.

مطالبی که گفته شد باید بصورت گفتمان
و باور عمومی درآید

که لازمه آن هم

تبیین منطقی و عالمانه این مسائل،

به دور از زیاده روی های گوناگون

و با زبان خوش است.

۱۳۹۲/۱۲/۱۵
leader.ir


---------------------
@esteghlalefarhangi

وبسایت های متفاوت
کلمات کلیدی

قصه لیلی و مجنون شیرازی

قصه دنباله دار لیلی و مجنون شیرازی

در روزگار ما دغدغه فرستاده بزرگ خدا کدام است؟!

طبیب دوار بطبه

ساینا

استقلال در گرو خروج از غرب زدگی

شرق باید خود را بازیابد

من ستایشگر معلمی هستم که...

وبلاگ عمارفیلم شیراز اعلام کرد: پرونده آرگو باز است.

سردار شهید حاج محمود ستوده

پشت صحنه ی مستند عصر امام خمینی

سبک زندگی و تربیت غربی

پیام سرلشکر سلیمانی به امام مقاومت

پایان سیطره شجره خبیثه داعش

پایان داعش با پیام سرلشکر

امام مقاومت

دل آگاهی

روز هنر انقلاب اسلامی

گفتمان انقلاب اسلامی

رزمایش گفتمان ساز

جشنواره فیلم عمار۹۵

متدولوژی تولید علم توسط سید شریف

قال المصنف و قال الاستاذ و انا اقول

مجلس: سالروز آغاز امامت حضرت ولیعصر (عج) تعطیل

راهبردهای راهپیمایی اربعین

دروازه های قدس با پایداری باز می شود

رسانه ی ملی در رقابت با رسانه های سنتی با تنگنای شدید مالی

پروژه کشف راز حافظ

عضویت در گروه تلگرامی راز حافظ

شباهت ماهواره و شمر در شکار مخاطب

آخرین نظرات شما

مبانی و مفاهیم کار آفرینی


 اصول کار آفرینی و ویژگیهای کار آفرینان :

کار آفرینی مبنای تمامی تحولات و پیشرفتهای بشری است .
 تعاریف زیادی از کارآفرینی شده است با این همه هنوز مفهوم و ماهیت اصلی کارآفرینی شناخته شده نمی باشد .


 تعریف کارآفرینی :
 • کارآفرینی عبارتست از روش اداره ای که فرصتها را بدون در نظر گرفتن منابع موجود و قابل کنترل فعلی تعقیب می کند .
• کارآفرینی عبارتست از پروسه هدایت به خلق سازمان جدید بدون توجه به نوع و پتانسیل سازمان . • کارآفرینی پروسه ای است فراتر از شغل و حرفه بلکه یک شیوه زندگی است .

 انواع کارآفرینی :

کارآفرینی به سه دسته تقسیم می شود :

 1. کارآفرینی مستقل : در قالب افراد آزاد و غیر وابسته به سازمان . نظیر کارآفرینی سطحی

 1. کارآفرینی درون سازمانی :
در قالب فعالیتی است که کارکنان سازمان در درون سازمان انجام می دهند .

 1. کارآفرینی سازمانی :
فرآیندی است که سازمان طی می کند تا همه کارکنان قادر باشند در نقش کارآفرین انجام وظیفه کنند .



تعریف کارآفرین :

 1. کارآفرین کسی است که فرصتی را کشف و برای پیگیری و تحقق آن سازمانی را ایجاد می کند.

 2. کارآفرین کارفرمایی است که ریسک و مدیریت کسب کاری را بعهده می گیرد .

 3. کارآفرین کسی است که تولید را سازماندهی می کند .
 نقش و اهمیت کارآفرینان در جامعه کارآفرینان بعنوان موتور متحرک اقتصادی نقشهای زیاد و متفاوتی را در جامعه ایفا می کنند .
 کارآفرینان با بهره گیری از نیروهای مولدی که در خود برای حل خلاقانه مسئله نظیر ریسک پذیری , تحمل , ابهام و ... سراغ دارند قادر می باشند با زیرکی ظرافت و سرعت هر چه تمامتر تهدیدها و تنگناهای محیطی را در جامعه به فرصت تبدیل نمایند و در شرایط سخت نظیر کمبود ارز , تورم , جنگ و .... فرصتهای جدیدی را کشف و از آنها به نفع خود و جامعه بهره برداری می کنند .


مهمترین آثار و نقشهای کارآفرینان در جامعه :

 1. عامل اشتغال زائی .

 2. عامل انتقال فناوری .

 3. عامل نوآوری و روان کننده تغییر .
 4. عامل تحول و تجدید حیات ملی و محلی .
 5. عامل ترغیب و تشویق سرمایه گذار .
 6. عامل کاهش بروکراسی اداری .
 7. عامل تعادل در اقتصاد پویا .
 8. عامل شناخت , ایجاد و گسترش بازارهای جدید . 9. عامل سامان دهی منابع و استفاده اثربخش از آنها . 10. عامل تشویق و تحرک حس رقابت .
 11. عامل یکپارچگی و ارتباط بازارها .
 12. عامل رفع شکافها و تنگناهای بازار و اجتماع .
 13. بعنوان یکی از عوامل تولید نظیر زمین , سرمایه , انسان و .... .

مقایسه مدیران و کارآفرینان :
 اغلب افراد کارآفرینان سازمانی را با مدیران موفق یکی می دانند در حالیکه نوآوری مدیران سازمانی عامل مهم تفکیک آنها از مدیران می باشد .

ذیلاً به ذکر تفاوتهایی از مدیران و کارآفرینان که در اثر مقایسه با یکدیگر بدست آمده است می پردازیم.



 اهم تفاوتهای مدیران و کارآفرینان :

 کارآفرین کارآفرینان در آینده زندگی می کنند .
کارآفرینان اشتیاق به کنترل دارند .
 کارآفرینان علاقه به تغییر دارند .
 کارآفرینان در هر مساله ای بدنبال فرصت مناسب می گردند .
کارآفرینان یک خانه می سازند و بلافاصله برای خانه بعدی و جدید برنامه ریزی می کنند .

 کارآفرینان اشیاء ( چیزها ) را خلق می کنند .

 بدون کارآفرین هر چیز سر جای خودش می باشد و بهم نمی خورد .

 مدیر مدیران در گذشته زندگی می کنند .
مدیران اشتیاق به دستور دادن دارند .
مدیران علاقه به ثبات دارند .

 مدیران تهدید گرا هستند . مدیران یک خانه می سازند و می خواهند همیشه در آن خانه زندگی کنند .
 
مدیران تمیزی و شُسته رُفته بودن را خلق می کنند .
 بعد از کارآفرینان ,
مدیران مشغول نظم بخشیدن و تمیز کردن شلوغ کاریهای کارآفرینان می شوند .



ویژگیهای کارآفرینان :

الف :ویژگیهای روانشناختی کارآفرینان .
ب :ویژگیهای جمعیت شناختی کارآفرینان .

مهمترین ویژگیهای روانشناختی کارآفرینان که مورد شناسایی و اتفاق نظر دانشمندان و محققان می باشند عبارتند از :

 1. ریسک پذیر هستند ( ریسکهای حساب شده ) .
 2. نیاز به موفقیت دارند .
 3. نوآور , خلاق و ایده ساز می باشند .
 4. دارای پشتکار زیادی می باشند .
 5. صفت بارز آنها آرمان گرایی است .
 6. پیش قدم می باشند .
 7. اغلب در جستجو فرصتها می باشند تا تهدیدها .
 8. نتیجه گرا می باشند .
 9. اهل کار و عمل می باشند .
 10. آینده گرا می باشند .
 11. خیلی راحت نتیجه اعمال خود را می پذیرند .
 12. به اجرای قواهد و قوانین زیاد مقید نیستند .
 13. با تشویق افراد سایرین را به اجرای پروژه ها خود پیوند می زند .
 14. هدف گرا می باشند .
 15. علاقمند هستند اعمال خود را با دیگران مقایسه کنند .
 16. خود محور هستند .
 17. ظرفیت رویارویی بالایی با ابهامات دارند .
 18. انعطاف پذیر می باشند .
 19. توانایی بالایی در تشخیص الگوها دارند .
 20. دائماً در جستجوی اطلاعات هستند .
 21. ارتباطات سازمانی آنها غیر رسمی و اغلب مغایر سلسله مراتب فرماندهی می باشند .
 22. قاطعیت دارند .
 23. در مقابل هیجانات ثبات و استحکام دارند .
 24. واقع بین و به احد و پیمان خود صادق هستند .
 25. در شناخت سریع و روشن شکلهای مختلف مساله توانا هستند .
 26. تمایل به کنترل سهل گیر دارند تا کنترل سخت گیر .
 27. امید آنها به موفقیت بیشتر از ترس آنها به شکست می باشد .
 28. در وضعیتهای پیچیده تر قدرت تصور و تشخیص بالایی در تجزیه اجزاء وضعیتها دارند .
 29. اعتدال در میزان خطر را ترجیح می دهند .
 30. قادر به تعویق انداختن خشنودیها و افتخارات خویش می باشند .





ب :ویژگیهای جمعیت شناختی کارآفرینان:

 1. تجربه کاری : به تحقیق مشخص گردیده که کارآفرینان در صنعتی که جدیداً شروع می کنند دارای تجربه قبل نمی باشند . تحقیقات نشان داده است که بیش از 97 درصد شرکتهای جدید با فناوری بالا حداقل دارای موسسی بوده اند که قبلاً در همان صنعت کار می کردند .

 2. نارضایتی از شغل قبل : در یک مقایسه بین کارآفرینان موفق و ناموفق توسط دانشمندی بنام بروکواس ثابت شده است که نارضایتی کارآفرینان موفق از مشاغل قبلی خود در هنگام تصمیم گیری به آغاز فعالیت جدید بیشتر از نارضایتی کارآفرینان ناموفق بوده است .

 3. الگوی نقش : وجود یک الگوی نقش سبب تشویق تراشهای کارآفرینی در افراد می گردد . این الگوها ممکن است در خانواده و یا بین دوستان و یا در محیطهای کاری باشد .

 4. شرایط کودکی : در یک مطالعه وسیع توسط یک دانشمند آمریکایی ( دیوید اسلیور ) مشخص شده است که 74 درصد از کارآفرینان افرادی بوده اند که در شرایط کودکی خود شاهد وقایع مهم و حساسی نظیر فقر , ناامنی , مرگ و یا جدایی والدین از یکدیگر بوده اند .

 5. تحصیلات : بعضی از دانشمندان نظیر وسپر معتقد هستند که کارآفرینانی که احتمال شکست بیشتری دارند کسانی هستند که تجربه دارند اما تحصیلات ندارند . تحصیلات دانشگاهی , پیش ضرورتی برای موفقیت نیست اما برای رشد در سلسله مراتب سازمانهای بزرگ بهتر است تحصیلات دانشگاهی و آموزشهای مدیریتی گذرانده شود .

 6. سن : برای فعالیتهای کارآفرینانه سن مطلوبی تعیین نگردیده است ولی به تجربه ثابت شده است که مطلوب ترین شرایط سنی در محدوده 20 تا 40 سالگی است .

 7. جایگاه اجتماعی : قرار نگرفتن فرد در جایگاه اجتماعی مورد انتظار سبب می شود تا فرد نسبت به فعالیتهای کارآفرینانه برانگیخته شود .
متغییرهایی نظیر قدرت , و سِمَت نمی توانند به تنهایی برای تحریک انگیزه فرد در فعالیتهای کارآفرینانه موثر باشند اما تجربه ثابت کرده است که هر زمان بین جایگاه اجتماعی فرد و انتظار وی اختلاف وجود داشته باشد او را به انجام کارهای محرک و متفاوت وادار می کند .



آیا واقعا می توان کارآفرینی را آموزش داد؟ ...

فرآیند توسعه کسب وکار و آموزش آکادمیک آیا استیو جابز یا مارک زوکربرگ آینده می تواند از کلاس های کارآفرینی سر برآورد؟ شاید این گونه باشد. اما موضوع مهم تر این است که زندگی دانشجویان و دانش آموزانی که زیر و بم اداره یک کسب وکار را در کلاس یاد می گیرند، بدون شک توسعه می یابد. به همین دلیل است که تعداد سازمان های محلی آمریکا برای آموزش دانش آموزانی که می خواهند مهارت های کسب وکار را بیاموزند – صرف نظر از اینکه می خواهند فردی بزرگ در عرصه تکنولوژی یا صاحب یک سوپرمارکت بزرگ باشند – رو به افزایش است و در حالی که همه این سازمان ها هدف مشترکی دارند، هر برنامه رویکرد متفاوتی را در پیش می گیرد و پرسش هایی را در مورد نحوه آموزش موثر کارآفرینی مطرح می کند.

تریشیا گراناتا، مدیر اجرایی موسسه «شبکه آموزش کارآفرینی»، می گوید «بسیاری از جوانان به طور طبیعی روحیه کارآفرینی دارند. اکثر آنها ایده های بزرگی در ذهن دارند، اما فاقد مهارت های فنی لازم برای اجرایی کردن این ایده ها هستند. ما می توانیم چیزهایی به آنها بیاموزیم تا مطمئن شویم روحیه ذاتی کارآفرینی آنها به هدر نرفته است.»

شبکه آموزش کارآفرینی یا NFTE، در قالب یک موسسه آموزشی چنین رویکردی را اتخاذ کرده و مهارت های کسب وکار را به دانش آموزان می آموزد. گراناتا می گوید: «این سوال را همیشه مطرح می کنم که آیا واقعا می توان کارآفرینی را آموزش داد یا نه. پاسخ خود من به این سوال مثبت است.
آنچه این دانش آموزان نیاز دارند و آنچه ما می توانیم به آنها یاد بدهیم، مهارت های مهمی هستند؛ مانند اینکه چگونه شبکه سازی کنند، چگونه با مشتری برخورد کنند و چگونه سرمایه گذاری موفقی داشته باشند.»

از زمان تاسیس این موسسه در سال ۱۹۸۷، بیش از نیم میلیون دانش آموز در یکی از کلاس های گروهی آن شرکت کرده اند.
تازه ترین بررسی NFTE نشان می دهد دانش آموزانی که در این کلاس ها شرکت کرده اند، نمرات بالاتری در دبیرستان کسب می کنند، در آینده میزان خوداشتغالی بالاتری دارند و درآمد آنها نیز از میانگین ملی بالاتر است. چانت گودوین که در آخرین سال دبیرستان در یکی از کلاس های NFTE شرکت کرده این کلاس ها را بسیار تاثیرگذار دانسته و می گوید: «معلم درس ها را بسیار ملموس و مناسب سن ما آموزش می داد.
مهم ترین بخش آموزش این بود که چگونه می توانیم از چیزی که یاد می گیریم، پول درآوریم.» گودوین در همان سال یک شرکت پشتیبانی کامپیوتری برای خود تاسیس کرد و برنده شدن طرح کسب وکارش در منطقه توانست چند سرمایه گذار را جذب کند. فراتر از مدارس این مهارت ها در کجا باید آموزش داده شود؟
ادوارد گرنیر، رئیس شعبه محلی موسسه JAGW که سواد مالی و کارآفرینی را در مدرسه از سطوح پایین تا دبیرستان تدریس می کند، معتقد است آموزش کارآفرینی باید فراتر از محیط کلاس باشد. گرنیر می گوید: «این کلاس ها باید به کسب وکار در دنیای واقعی آورده شوند.
مطمئنا در یک جایگاه آکادمیک، دانشجویان چیزهایی یاد می گیرند، اما نمی دانیم چقدر از این کلاس ها الهام می گیرند و چقدر می توانند یادگیری هایشان را نگه دارند.»
گرنیر در گروه خود دانش آموزان را از مناطق مختلف جمع می کند تا سواد مالی اولیه و مهارت های مدیریت مالی را به آنها بیاموزد. اما او معتقد است به محض اینکه دستور کار آموزش از مدیریت مالی شخصی فراتر رفته و مدیریت کسب وکار مطرح می شود، آموزش باید خارج از کلاس ادامه پیدا کند.
مثلا گروه JAGW در برنامه ای موسوم به «برنامه شرکت»، با مدارس منطقه همکاری می کند تا دانش آموزانی را که می توانند از این برنامه ها منتفع شوند، شناسایی کند.
پس از آن، تیم گرنیر کارآفرینان، مدیران و دیگر رهبران کسب وکار داوطلب را برای کار کردن با این دانش آموزان، خارج از محیط مدرسه، استخدام می کند. یک ماه در سال، هر مربی جلسه ای با گروهی از دانش آموزان برگزار می کند تا به آنها در نوشتن طرح کسب وکار، سرمایه گذاری، ایجاد و فروش محصول، مدیریت درآمد و سپس سهامی کردن شرکت در پایان سال کمک کند.
گرنیر می گوید یکی از دلایل کارآیی این مدل این است که آموزش کارآفرینی موثر، فراتر از یک برنامه آموزشی مدون صورت می گیرد.
کریس براون، برنامه آموزشی دیگری را در منطقه اداره می کند و مانند گرنیر معتقد است این برنامه ها باید آموزش داخل مدرسه و خارج مدرسه را همزمان دربربگیرند.
او می گوید: «کار کردن با دانش آموزانی که می خواهند یک ترم یا یک سال را بگذرانند موفقیت آمیز نخواهد بود.
بنابراین برای رسیدن به نتیجه مطلوب، چهار سال کامل با آنها کار می کنیم.» در سال دوم آموزش، آنها شرکت هایی را ثبت می کنند و هر تیم با یک سرمایه گذار که حدود ۱۰۰۰ دلار در شرکت آنها سرمایه گذاری می کند، شریک می شود. سپس به هر تیم فضایی در حد ۴۰۰ مترمربع داده می شود تا با مشاوران و اساتید آکادمیک ملاقات داشته باشند، محصولات خود را تولید کنند و فروش این محصولات را در سطح شهر آغاز کنند.
فرآیند توسعه کسب وکار و آموزش آکادمیک تا پایان سال آخر این دوره ادامه پیدا می کند. این گروه تاکنون با بیش از ۲۰۰ دانش آموز کار کرده که ۹۵ درصد آنها پس از گذراندن دوره آموزشی خود توانسته اند وارد دانشگاه شوند. خارج از مدرسه یکی از تازه ترین برنامه های آموزشی کارآفرینی، برنامه »نسل زد» (Gen Z) است که شرکت Bisnow آغاز کرده است.
این شرکت در برنامه خود، کارگاه های آموزشی نیم روزه ای برای دانش آموزان مقطع دبیرستان برگزار می کند که طی آن، شرکت کنندگان از شرکت های تازه تاسیس محلی بازدید می کنند، کارآفرینان را ملاقات می کنند و در تمرین هایی به هدف ایجاد، توسعه و بازاریابی یک شرکت جدید شرکت می کنند. دوگ اندرسون، رئیس شرکت Bisnow معتقد است: «بسیاری از جوانان نمی دانند برای اجرایی کردن ایده هایشان باید از کجا کمک بگیرند و امیدوار است نسل z بتواند آنها را به فکر کردن در مورد کارآفرینی تشویق کند.» اندرسون می گوید هدف ما این است که «تجربه عملی در دنیای واقعی را برای دانش آموزان ایجاد کنیم، به طوری که آنها نحوه کار یک بنگاه تازه تاسیس و کارآفرینان واقعی را از نزدیک ببینند.» برخلاف طرح های قبلی که هدفشان آموزش اصول اولیه راه اندازی و مدیریت یک کسب وکار کوچک است، برنامه شرکت Bisnow طوری طراحی شده که بلندپروازی را به جوانانی که آرزو دارند زوکربرگ بعدی باشند، القا می کند.
اندرسون می داند تیم او باید کارگاه ها را جذاب تر کند و مشوق هایی برای دانش آموزان ایجاد کند. به عقیده او، جوانان امروز در مقایسه با نسل های گذشته باید نگاه متفاوت تری به کارآفرینی داشته باشند. اندرسون با اشاره به افرادی مانند زوکربرگ می گوید: «کارآفرینان امروز به اسامی بسیار آشنا و نزدیکی تبدیل شده اند که با دوران مدرسه ما تفاوت بسیاری کرده است.
نگاه بچه ها به این کارآفرینان مثل نگاهی است که به ورزشکاران یا خواننده های محبوبشان دارند.» وندی تورنس، مدیر بخش کارآفرینی بنیاد کافمن می گوید انواع مختلف برنامه های آموزش به جوانان، چه آنهایی که دانش آموزان را به کارآفرینان معرفی می کند و چه برنامه هایی که به آنها کمک می کند شرکت تاسیس کنند، نقش مهمی دارند و همه آنها مهارت های اولیه ای را می آموزند که جوانان را در راه اندازی شرکتی برای خودشان به موفقیت می رساند. مهم تر از همه اینکه این برنامه باعث می شود دانش آموزان «کارآفرینانه» فکر کنند؛ یعنی به دنبال مشکلات باشند و راه حل هایی برای آنها بیابند.
تورنس می افزاید: «داشتن این رویکرد، فارغ از اینکه این افراد در آینده شرکت خودشان را تاسیس کنند، کارمند شرکت دیگری شوند یا بخواهند مشکلی اجتماعی را حل کنند، در زندگی اجتماعی به آنها کمک خواهد کرد. مهم نیست آنها چه شغلی را انتخاب می کنند، بلکه چیزی که اهمیت دارد این است که از نگاه یک کارآفرین به دنیا بنگرند.»
روزنامه دنیای اقتصاد ( www.donyaeeqtesad.com



چه کنیم که ما را کار آفرین بنامند

مشتریان می خواهند بدانند شما چه کسی هستید!
خیلی خوب است که شما سریعترین خدمات مالیاتی را در شهر ارائه دهید و بتوانید ظرف 24 ساعت خدمات خود را به هر جایی تحویل دهید.
اما شما که هستید؟
مشتریان و مشتریان احتمالی شما دوست دارند بدانند. مخصوصا اگر شما کار خود را بر روی اینترنت نیز آورده اید، ایجاد اعتماد امری مهم است تا مشتری با احساس آرامش از شما خرید کند.

یکی از موثرترین راههای ایجاد اعتماد،
بیان کردن شخصیت خود است.
چگونه می توانید شخصیت خود را بیان کنید؟
حتی افراد درون گرای محافظه کار می توانند روش هایی غیر مستقیم از بیان شخصیت را گسترش دهند. در اینجا چند مثال وجود دارد، اگر مغازه ای دارید، در قسمت ورودی، سعی کنید تصویری تخصصی از خود و خانواده تان و داستان شخصی خود نشان دهید و چگونگی آغاز کار خود را شرح دهید. اگر یک وکیل هستید، سعی کنید عکسی از خود روی میز داشته باشید که زمینه کاری شما، علایق و سرگرمیهای شخصی شما را توصیف می کند اگر این کار برای شما کاملا خصوصی است، سعی کنید تعدادی عکس روی دیوار دفتر کار خود داشته باشید که شامل عکسی از شما در دانشکده و یا عکسی از کودکی شما در حال بازی فوتبال می باشد.
سرانجام مشتری عکس شما و پسرتان را که روی شانه های خود گذاشته اید می بینید
و با خود می گوید، "او یک پدر هم هست. او می داند من به دنبال چه چیزی هستم."

هنگامی که به مشتریان خود اجازه می دهید تا بدانند شما واقعا چه کسی هستید، آنها احساس آرامش بیشتری خواهند کرد وقادر به بیان نیازهای خود خواهند بود. شما افزایش قابل توجهی در فروش خواهید دید درحالی که مشتریان بیشتر با شما آشنا می شوند.

از ترس خود استفاده کنید
یکی از بزرگترین ترس های من این است که باید به جمع کارگران بپیوندم. من به مدت سه سال کارمندی مستقل بودم . با این وجود، حتی یک روز هم تصمیم نگرفتم کسب و کاری را شروع کنم.
اگر همیشه رویاهای کار کردن برای خود را در سر داشتم اما ترس از شکست مرا به عقب برد. تا اینکه شرکتی که من برایش کار می کردم توسط شرکت دیگری خریداری شد و من ازکار برکنار شدم و تصمیم گرفتم کار خود را شروع کنم. من از همین ترس مشابه برای پیش رفتن به سمت موفقیت استفاده کردم.

همانطور که می دانید، ترس می تواند یک کارآفرین را در مسیر خود تثبیت کند. چندین بار این مورد را دیده ام.
ترس می تواند باعث نابودی ما شود،
ما را از تصمیم گیری های کاری باز دارد، به جای مبارزه با ترس خود، آن را بشناسید،
بگذارید شما را به جایی که می خواهید برساند.
از آن استفاده کنید تا تصمیم های کاری بگیرید،
 به جای آنکه اصلا تصمیمی نگیرید.
اگر در ابتدا چندین شکست کاری داشته باشید بهتر است.
بعدا شکستی نخواهید داشت.
لبخند بزنید و تحسین کنید.

اگر کارمندانی دارید باید به افراد خود شامل کارمندان، همکاران، فروشندگان، دوستان و خانواده لبخند بزنید و آنها را تحسین کنید .
زمانی که می گویید متشکرم "لطفا"، کارت خوبه، "طراحی را که برایم کرده ای دوست دارم" "واقعا از انتظارتان برای آن گزارش قدر دانی می کنم. " متشکرم برای تحویل آن . " از دیدارتان خوشوقتم"، یک تاثیر مثبت ماندنی را به جای می گذارید .

به عنوان یک صاحب کار جوان،
شما نمی توانید چیزی را که من به نام "لحظات تاثیرات مثبت" می خوانم از خود به جا بگذارید .
این لحظات طی گذر زمان به دست می آیند.
قبل از دانستن آن، شما اعتباری مثبت از خود به وجود آورده اید .
لبخند و تحسین خصوصیاتی کاملا آسان برای دستیابی هستند و می توانند یک نکته رقابتی باشند که شما نیاز دارید تا از یک کارآفرین بدخلق مجزا شوید. از بعضی افرد خاص دوری کنید هیچ چیزی سریعتر از فردی که انگیزه های کارآفرینی شما را مورد سوال قرار می دهد شما را از کار باز نخواهد داشت.
منظور این نیست که این افراد را نادیده بگیرید زیرا ممکن است آنها نقاط خوب هم داشته باشند؛ با این وجود، کار خود را فقط به دلیل اینکه مردم عقاید شما را حمایت نمی کنند متوقف نکنید.

بسیاری از این افراد منفی باف توسط اشخاص دیگری به کار گرفته می شوند. چگونه آنها می توانند عقاید شما را درک و حمایت کنند؟ آنها در مسیری کاملا متفاوت از شما زندگی می کنند.
شاید آنها نمی توانند درک کنند چه چیزی باید داشته باشند تا برای پول درآوردن برای خودتان مسئول باشید. در اطراف خود افراد موفق را جمع کنید که باید برای خودشان پول در آورند.

منبع http://www.irantej.com/article/ebook_2/entrepreneurship.htm









----    ان شاء الله ادامه دارد...


وبسایت استقلال فرهنگی از شما دعوت می کند تا برای پیوستن به گروه آموزش مجازی کارآفرینی در صفحه ی کار آفرینی ثبت نام نمایید.


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
rel=nofollow